سلام پارسای عزیزتر از جانم

خوبی گلم؟

به سرعت چشم بر هم زدنی 4 سال از نخستین لحظه ای که چشم بر این دنیا باز کردی گذشت.برنامه های زیادی برای تولدت تو این دنیای مجازی در ذهن داشتم اما متاسفانه به دلیل گرفتاری نتونستم اجرایی کنم.قول میدم انشالله برای جشن تولد 5 سالگیه عزیز دلم سنگ تمام بذارم.

4 سال پیش با ورودت به زندگی من و پدرت امید و شادی و شور مضاعف به ما هدیه دادی.امیدوارم با لطف و یاری خداوند من و پدرت بتونیم از عهده امانتی که خدا به ما عنایت کرده به نحو احسن بربیایم.

آمین

پارسا جونم تولدت مبارک


 خدایا ,فقط تو

خدایا هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی،
 
خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی،
 
عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی،
 
هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم،
 
در سایه امیدی، و به خاطر آرزویی، برای دلم امنیتی به وجود آورم،
 
 تو یکباره همه را برهم زدی،  در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی،
 
تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم...
 
 و این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی
 
نداشته باشم، و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم، و جز در سایه توکل به تو، آرامش و امنیت احساس نکنم...
 
خدایا ترا بر همه این نعمتها شکر می کنم.

شهید دکتر چمران

یه جمعه دیگه هم رسید اما...

اللهم عجل لولیک الفرج


                   جعبه کفش

زن وشوهری بیش از 60 سال بایکدیگر زندگی مشترک داشتند.آنها همه چیز را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند.در مورد همه چیز باهم صحبت می کردند وهیچ چیز را از یکدیگر پنهان نمی کردند مگر یک چیز:یک جعبه کفش در بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش خواسته بود هرگز آن را باز نکند ودر مورد  آن هم چیزی نپرسد
در همه این سالها پیرمرد آن را نادیده گرفته بود اما بالاخره یک روز پیرزن به بستر بیماری افتاد وپزشکان از او قطع امید کردند.در حالی که با یکدیگر امور باقی را رفع ورجوع می کردند پیر  مرد جعبه کفش را آوردونزد همسرش برد
پیرزن تصدیق کرد که وقت آن رسیده است که همه چیز را در مورد جعبه به شوهرش بگوید.پس از او خواست تا در جعبه را باز کند .وقتی پیرمرد در جعبه را باز کرد دو عروسک بافتنی ومقداری پول به مبلغ 95 هزار دلار پیدا کرد پیرمرد دراین باره از همسرش سوال نمود .
پیرزن گفت  :هنگامی که  ما قول وقرار ازدواج گذاشتیم مادربزرگم به من گفت که راز خوشبختی زندگی مشترک در این است که هیچ وقت مشاجره نکنید او به من گفت که هروقت از دست توعصبانی شدم ساکت بمانم ویک عروسک ببافم .
پیرمرد به شدت تحت تاثیر قرار گرفت وسعی کرد اشک هایش سرازیر نشود فقط دو عروسک در جعبه بود پس همسرش فقط دو بار در طول زندگی مشترکشان از دست او رنجیده بود از این بابت در دلش شادمان شد پس رو به همسرش کرد وگفت این همه پول چطور؟پس اینها ازکجا آمده؟
پیرزن در پاسخ گفت :آه عزیزم این پولی است که از فروش عروسک ها به دست اورده  ام

  • ایمیلی بود که توسط یکی از دوستانم ارسال شده بود.خودم خوشم اومد گفتم شما هم بخونید شاید خوشتون بیاد.همین

 


به یاد شهید پازوکی


نامه ای به خدا:


با سلام به بلندای آفتاب و گرمای محبت عشق؛ عشق به همه خوبی ها ، به مهدی (عج) آن ماه پنهان و خمینی روح بلند خدا که پدری خوب بود و بر خامنه ای رهبر صابران بعد از پیامبر (ص).


یا زهرا ؛ فدای مظلومیت شویت امیرالمومنین و لب عطشان حسین(ع) . ای مادر حسن و ای جده سادات ، ای حوض کوثر، ای فریاد رس عباس در کربلا ، ادرکنی ادرکنی ادرکنی ؛ الساعه الساعه الساعه ؛  العجل العجل العجل.

به حق خون علی اصغر و آه زینب ؛ به خون چشم مهدی در یوم عاشورا، خدایا هر چه از شهرت فرار کردم ، شهرت به سراغم آمد.

آیا کسی که از کاروان شهدا جامانده، لیاقت سربلند کردن دارد؟ کسی که در دریای معنویت جنگ مردود شده ، دیگر روی عرض اندام دارد که بیاید و خاطره بگوید؟

ای امام زمان عزیز، تو را قسم به خون دوستان شهید ، از ما بگذر که تقصیر کردیم.

ای پدر بزرگ ملت، مرا ببخش که کمکاری کردم و شایسته سربازی تو نبودم....

والسلام- غلام ونوکر بچه های فاطمه(س)، مجید پازوکی

هزاران سال از آغاز حیات بشر بر این کره خاکی میگذرد
و همه آنان تا به امروز مرده اند
و ما نیز خواهیم مرد
و بر مرگ ما نیز قرن ها خواهد گذشت
خوشا آنان که مردانه مرده اند
و تو ای عزیز!بدان
تنها کسانی مردانه میمیرند,که مردانه زیسته اند
سید مرتضی آوینی


  • 17 مهر ماه از سال 1380 همراه شد با پرواز شهید مجید پازوکی (فرمانده تفحص لشکر 27 محمد رسول الله) .یاد و خاطره اش گرامی باد


...گفت برمیگردم 


سحر که صدای در می اومد از جا می پریدم و می گفتم: «خودشه»!

گاهی وقتام که از سر شب بهم  الهام می شد که امشب میاد!

چادر نماز گلبهی مادر خدابیامرزمو سر می کردم و پا سجاده زبون می گرفتم. اونوقت اگه صدای در می اومد!... سبکتر از پرنده ها به در می رسیدم... و ...

گاهی وقتا ، تو اولین برخورد با خنده می گفت: «تویی که نمیذاری شهید بشم! همین دعاهاته که کار دستم داده!»

اما گاهی وقتا تو همون نگاه اولش ، آتیش خط مقدمو می دیدم! آتیشی که خدا می دونه چندتا ابراهیمو به گلستون برده!

اونوقت دیگه دل و دماغ احوالپرسی درست و حسابی رو نداشت! منم گیر نمی دادم!

کافی بود تا سراغ چند تا از رفیقاشو بگیرم تا با شنیدن اسم یکی از اونا عکس العمل نشون بده و... همیشه دم دمای سحر می اومد! خوب کارش اینطور ایجاب می کرد!

خودش هم هروقت می خواست بره، تا می پرسیدم کی میای ، می گفت: « تو که می دونی من هر موقع میام وقتیه که ستاره تازه خوابش برده و دم دمای سحره»!

***

ستاره از اولش هم سوسو می زد!

بچم هیچوقت حال خوشی نداشت.

انگار داغ همه رفیقای ابراهیم به دل اون نشسته بود که همیشه تا نزدیکای صبح می سوخت و هیچوقت ضربان قلبش میزون نبود.

بچم شب که می شد، آتیش دردش گر می گرفت و خونمونو روشن می کرد.

اگر چه خوابوندنش کار سختی بود اما برامون عادت شده بود.

دکترا می گفتن به هیجده سالگی نمی رسه.

راست می گفتن.

هر نوع عمل جراحی فقط باعث می شد که اجل اون زودتر برسه.

بچم ، آه بچم!

یه صبح هر چی صداش کردم بلند نشد.

انگار سالهاست که همینطور آروم و بی صدا خوابش برده!

دوشب قبل از اون خواب باباشو دیده بود.

می گفت: « بابا همون جور که تو عکس سینه دیوار اتاقمونه، می خندید و برام دست تکون می داد.»

اومد جلو بغلم کنه که...

***

حالا دیگه سحر هم قد باباش شده!

قد اون روزایی که کوله بار تنهائیشو رو شونه اش مینداخت و با سبکترین نسیمها از سر کوچه می پیچید و ...

حالا دیگه سحر هم قد باباش شده!

قد اون روزایی که باباش دنبال گمشده خودش از نوک شاخ شمرون تا لب اروند رود، همه جا رو زیر و رو می کرد.

قد اون روزایی که دل تو سینه ش نبود و...

***

امروز داداش مجید از اهواز زنگ زد!

گفت: « آرزو!... مژدگونی بده که بالاخره گمشدت پیدا شد.»

ابراهیم با کاروان بعدی داره میاد!

میدونی چطور شناسایی شد؟

از همون عکس که با تو و ستاره انداخته بود!

 

می گفت: ستاره خفت ، بر می گردم

وقتی که سحر شکفت بر می گردم


سر تا سر خاک جبهه رو باید گشت

دنبال کسی که گفت : بر می گردم


  • باز هم شهدا گمنام آمدند تا یادمان بیاید غرق نشویم در روزمرگی و نام ها ومن ها
  • متن فوق برگرفته از وبلاگ قاصدکهای سوخته 
  • یاد و خاطره شهدای تفحص گرامی باد.
  • شهدا را یاد کنیم با یک صلوات.اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم


باز هم علی مطهری

آیت‌الله صادق لاریجانی دامت برکاته
ریاست محترم قوه قضائیه
با اهداء سلام و تحیت، سخنان جناب عالی در جمع ائمه جمعه کشور بارقه امید به تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی را در دل‌ها پدید آورد. بر اجرای عدالت تاکید فرمودید و در این راستا به پیشرفت پرونده بیمه و صدور کیفرخواست برای پنجاه نفر علی‌رغم مقاومت مقاماتی که شعار عدالت خواهی می‌دهند ، اشاره کردید. امیدوارم متهمان اصلی این پرونده به ملاحظه رتبه بالای اجرایی شان و با مصلحت اندیشی های بیجا مورد غفلت واقع نشوند که هیچ مصلحتی بالاتر از اجرای عدالت نیست.
بر برخورد جدی با مفاسد اجتماعی مانند سرقت، تجاوز به عنف وبی حجابی و اینکه کار فرهنگی رافع این برخورد نظام اسلامی نیست، تاکید نموده و اهمیت امر به معروف و نهی از منکر و لزوم تاسیس نهادی برای این فریضه را یادآور شدید، که موجب تشکر است و این نگاه قوه قضاییه به مفاسد اجتماعی و مسائل فرهنگی با توجه به نگاه خاص فرهنگی دولت، بسی مغتنم است.
همچنین از رسیدگی دقیق به جرایم فتنه‌گران و از جمله جرم ادعای تقلب سخن راندید که نشان می‌دهد سیاست مدیران بحران اخیر از دق مرگ کردن سران معترضان به محاکمه آنها تغییر یافته که امری مبارک است. همان طور که مستحضرید تاکنون سیاست مدیران این بحران چنین بوده است که به جای محاکمه این افراد، کاری کنند که آنها از سوی مردم طرد شوند و نتوانند به طور طبیعی در مجامع عمومی ظاهر شوند و زندگی عادی بر آنها سخت گردد. در حالی که این سیاست درست به نظر نمی‌رسد، زیرا افراد یا مجرمند یا مبرا از جرم، در حالت اول باید محاکمه شوند و به مجازات عمل خود برسند و در غیر این صورت تا زمانی که جرم آنها در دادگاه صالح اثبات نشده است باید از همه حقوق شهروندی برخوردارند.
اما اکنون که تصمیم به این امر مهم گرفته‌اید، از باب تذکر عرض می‌کنم که اجرای عدالت در این موضوع منوط به این است که اتهامات همه اطراف این بحران مورد رسیدگی قرار گیرد، هم کسانی که ادعای تقلب را مطرح کردند و مردم را به حضور در خیابان‌ها تشویق نمودند و هم کسانی که با اتهام زنی‌های خود در مناظرات و سخنان و رفتارشان در جشن پیروزی، بخشی از زمینه این فتنه را فراهم کردند، اگرچه اتهام دسته دوم بسیار سبک‌تر از اتهام دسته اول است. تنها در این صورت است که ریشه این بحران خشک می‌شود و مردم احساس می‌کنند که واقعا عدالت اجرا شده است و وجدان‌ها آرام می‌گیرد، زیرا به فرموده امام علی علیه السلام تنها عدالت است که آحاد جامعه را راضی نگه می‌دارد، و طبعا تنها این رفتاراست که شما را در محضر عدل الهی رو سفید خواهد کرد و بدین ترتیب استقلال دستگاه قضا نیز به اثبات خواهد رسید.
این کار باید درهمان ماه‌های اول این بحران انجام می شد، اما ملاحظات بیجا و رودربایستی‌ها و به تعبیر امیرالمومنین "مصانعه" باعث شد که امر خدا اقامه نشود و این فتنه به طول انجامد.
برای شما توفیق بیشتر از خدای متعال مسالت می‌کنم

  • این نامه رو علی مطهری خطاب به ایت الله لاریجانی نوشته.والا بالا من ننوشتم.




چفیه    دانی  قبله  جانت  كجاست؟
گردن  فرزند  شیر  مرتضی است
شیعه   شیری   كز   بهاران    آمده
از  گلستان   جماران     آمده
شیعه شیری كین چنین مردان عشق
گرد   او  پروانه اند  و جان عشق
چفیه    باید    بوی    آزادی     دهد
بوی  رهبر  بوی  شمشادی دهد
چفیه   تندیس   عبای   رهبر   است
جانماز  و  فرش  پای رهبر  است
ما   دعا  كردیم  و  رهبر   خواستیم
چون  خمینی  نور  دیگر خواستیم
چشم  خود  را فرش پایش كرده ایم
در  دل  شبها  دعایش  كرده ایم
ما   دعا  كردیم  كه  او  منصور  باد
هر  بلا  از  جان  پاكش  دور  باد






این چنین راحت نباید چفیه بست
 چفیه را باید گلستانی کنیم
 چفیه را در سینه مهمانی کنیم
 چفیه ها این تار و پودان نیستند
 این فقیران چفیه داران نیستند
 چفیه باید سرمه دل ها شود
 سفره رنگین منزل ها شود
 چفیه داران با خمینی ساختند
 غیر حق را زیر پا انداختند
 چفیه داران دیگر اینجا نیستند
 ای خدا این چفیه داران کیستند؟
 چفیه معنای شهادت می دهد
 از نگاهش شبنم گل می چکد
 چفیه یعنی می پرستی با خدا
 چفیه یعنی فرش پای لاله ها
 هرکه دارد چفیه ای اوپاک نیست
 هر دلی سرگشته افلاک نیست
 چفیه داران با تفکر سوختند
 زیر ترکش چفیه ها را دوختند




چفیه   یعنی   در  ولایت  حل شدن 
نقشه   روبه   دلان   مختل   شدن
چفیه ای از چفیه ها جامانده  است 
روی   دوش شیر تنها   مانده است
چفیه ها   را  پر كنید از اعتبار
پر  كنید  از  عشق   رهبر  كوله بار
كوله بار بی  محبت   بارنیست
چفیه   تنها  خم    اسرار    نیست
چفیه   یعنی   كنج   سنگر سوختن
در   خط   زیبای    رهبر  سوختن
چفیه   یعنی   عصر   زیبای   علی
بوسه  باران   كردن   پای    علی
چفیه  ها   باید   ولایت جو   شوند
وقت شب سجاده ای خوشبو شوند
بی علی   رویان   اسیر     ماتمند
بی    ولایت   زادگان   محو    غمند




  • تصویر دوم مربوط به مراسم اختتامیه فیلم دفاع مقدس میباشد.
  • در اختتامیه چهاردهمین جشن خانه سینمای ایران نیز اصغر فرهادی کارگردان فیلم «درباره الی »بیانات زیر را افاضه فرمودند:
جای گلشیفته خالیست. امیدوارم وضع مملکت تغییر کند و طوری شود که گلشیفته بتواند برگردد، بهرام بیضایی برگردد، وضع بزودی تغییر کند و امیر نادری  برگردند و جعفر پناهی بتواند فیلم بسازد. و امیدوارم  سال‌های آینده مجبور نباشیم تک‌تک بیایم اینجا و اعلام کنیم ما عضوی از خانه سینما هستیم. امیدوارم وضع اینگونه نماند و به زودی بهتر شود.



...

...........................................................
...........................................................
...........................................................
...........................................................
حرف دیگری نمیزنم جز اینکه دلم برایت تنگ میشود.بغضت بغضم را شکست.

1-دوستان عزیز خواهشا نپرسید معنی این جملات یعنی چه و خطاب به چه کسی بود.من هم مثل هر انسانی حق دارم خاطرات شخصی داشته باشم در دفترچه یادداشتم.سپاسگزارم.




می‌روم مادر كه اینك كربلا می‌خواندم
از دیار دوست، یار آشنا می‌خواندم
مهلت چون و چرایی نیست، مادر الوداع
زان كه آن جانانه بی‌چون و چرا می‌خواندم
وای من گر در طریق عشق كوتاهی كنم
خاصه وقتی یار با بانگ رسا می‌خواندم
(مرحوم سید حسن حسینی)


مادر سلام! آمده‌ام بعد سال‌ها
انگار انتظار تو را پیر کرده است
زود است باز این همه پیری برای تو
شاید منم که آمدنم دیرکرده است

مادر مرا [ببخش!] اگر دیر آمدم
جایی که بودم از نفس جاده دور بود
آماج سنگ حادثه بودم ولی شگفت
آیینه شکسته من پر غرور بود

دیرینه سال بود که در دور دست‌ها
یک سرزمین به گرده من بار درد بود
در من کسی شبیه یلان حماسه‌ساز
بی‌وقفه با زمین و زمان در نبرد بود

دیرینه سال بود که سرپنجه‌های من
چنگال بسته بود به حلقوم خاک سرد
تا مغز استخوان مرا خورده بود خاک
تا مغز استخوان مرا خورده بود درد

قصد تو را زمین و زمان کرده بود و من
تنها برای خاطر تو این چنین شدم...
... که چنگ بر گلوی زمین و زمان زدم
یک عمر استخوان گلوی زمین شدم

مادر! مرا ببخش اگر دیر آمدم
یک مشت استخوان شدنم طول می‌کشید
تا ارتفاع شانه مردان شهرمان
از دست خاک پر زدنم طول می‌کشید
...
مادر نمیر!...زندگی من از آن تو!
مادر نمیر!...زندگی از آن میهن است
بعد از من آفتاب تو هرگز مباد سرد!
بعد از من آسمان تو هرگز مباد پست!..
(رضا شیبانی شاعر جوان اهل تبریزی)


ساعت انشاء بود
و چنین گفت معلم با ما:
بچه‌ها گوش کنید
نظر من این است
شهداء خورشیدند
مرتضی گفت: شهید
چون شقایق سرخ است
دانش‌آموزی گفت:
چون چراغی است
که در خانه‌ی ما می‌سوزد
و کس دیگر گفت
آن درختی است که در باغچه‌ها می‌روید
دیگری گفت: شهید
داستانی است پر از حادثه و زیبایی
مصطفی گفت: شهید
مثل یک نمره بیست
داخل دفتر قلب من و تو می‌ماند


دفاع مقدس فقط یک هفته نبود

تصمیم داشتم برای هفته دفاع مقدس چند تایی پست جدید بذارم ولی دیدم رسانه های محترم کشورمون بخصوص صدا و سیما از 24 ساعت شبانه روز 25 ساعت برنامه هایی درباره دفاع مقدس گذاشته و هر ساله تمام کم و کاستیها را در این یک هفته جبران میکند.خدا اجرشون بده.والا
فکر امثال منو نمیکنند که چطور باید برای یکی مثل پارسا (که در طول چند روز با حجم نسبتا بالای انواع فیلمهای تکراری و به ندرت غیر تکراری مواجه میشه)توضیح بدم که چرا اون یکی ,این یکی رو میکشه؟چرا دشمنا اومدن؟چرا اینا همش دارند همدیگه رو میکشند؟ اصلا خودمم میپرسم چرا تو این یک هفته هرچی فیلم جنگی تکراریه پخش میشه؟حالا اگر حاتمی کیا فعلا فیلم جنگی نمیسازه کس دیگه ای نیست بسازه؟اگر رسول ملاقلی پور عزیز به رحمت خدا رفت کس دیگه ای نیست راهشو ادامه بده ؟کسی پیدا نمیشه که به جای ساختن فیلمی که بازیگر مرد رزمندش حداقل توی فیلم زیر ابروش گرفته نباشه و بعد از یک جنگ و درگیری لباسش تابلو نباشه که تازه از اتوشویی اومده, فیلم دیگه ای بسازه؟
ریاست محترم صدا و سیما ,دست اندرکاران محترم سینمای دفاع مقدس , مستندسازان گرامی ,با عرض سلام و خسته نباشید به استحضار میرساند :
دفاع مقدس فقط یک هفته نبود.
8 سال دفاع مقدس که هر سال 365 روز و هر روز 24 ساعت و هر ساعت 60 دقیقه و هر دقیقه 60 ثانیه بود که هر ثانیه و هر لحظه آن هزاران حرف ناگفته دارد.یادش بخیر برنامه روایت فتح که برای بچه های دهه 60 و تا حدودی 70  چیزهایی از جنگ  گفته بود.خدا رحمت کند شهید آوینی را.
در عصری که بچه ها بیشترین تاثیر را از تلویزیون و برنامه های آن میگیرند فرزند من فقط در  همان یک هفته دفاع مقدس شاهد چندین و چند برنامه بعضا تکراریست.
مسئولین محترم ,فرزند من چگونه باید با اسطوره های 8 سال دفاع مقدس آشنا شود؟چگونه باید پاسخگو باشد اگر احمقی دیگر جنگ 8 ساله ما را به برادرکشی تعبیر کرد؟پدر و مادر تا حدی میتوانند این وظیفه را انجام دهند ولی به هیچ عنوان کافی نیست.
جناب آقای ضرغامی و دست اندرکاران سینمای  دفاع مقدس ,فرزند خردسال من چگونه باید تمایز قائل شود بین همت و باکری ای که همرزمانم میگویند و همت و باکری ای که بعضی دیگر میگویند.فرزند خردسال من از کجا بداند که متوسلیان کسیت که هنوز منتظریم بازگردد؟حسن باقری کیست؟خرازی کیست؟جهان آرا کیست؟علم الهدی کیست؟زین الدین کیست؟چه شد که چمران آمریکا را با تمام امکاناتش رها کرد و رسید به دهلاویه؟چه شد که طلاییه  شد طلاییه و حقیری مثل من آرزوی دیدن دوباره آن را دارد؟سه راه شهادت کجاست؟هفت تپه کجاست؟فکه کجاست؟چه شد که ماندگار شد؟پادگان دوکوهه کجاست؟شلمچه کجاست که میگویند بوی فاطمه(س) میدهد؟دزفول چگونه شد پایتخت مقاومت؟سوسنگرد کجاست؟خرمشهر چرا شد خونین شهر؟چرا امام فرمود:خرمشهر را خدا آزاد کرد؟ شکستن حصر آبادان یعنی چه؟وقتی میگویند زیر توپ و تانک و موشک شهر رو خالی نکردن یعنی چه؟خمسه خمسه چیه؟مقاومت یعنی چه؟جنگ تانک و تن یعنی چه؟میدان مین کجاست؟تله انفجاری یعنی چه؟چرا چفیه اینقدر مقدسه؟چرا رهبرمون که جانم به فدایش همیشه چفیه ای بر شانه دارد؟
با دست خود عزیزان را به خاک سپردن یعنی چه؟چطور شد که سردار شهید لشکری سید الاسرا نام گرفت؟گاز خردل چیه؟چه کار میکند؟مجروح شیمیایی کیه؟چرا با وحود این همه اکسیژن در فضا نفس کشیدن برایش دشوار است؟مجروح اعصاب و روان کیه؟الان کجاست؟چه کار میکند؟چطور زندگی میکند؟جای سردار سعید قاسمی چرا در هیچکدام از برنامه هایتان نیست؟
فرزند من چگونه و از کجا باید بداند که چشم انتظاری و قانع شدن به تکه ای استخوان از  قد رشید عزیزی یعنی چه؟فرزند من چگونه بداند خبر شهادت تازه داماد رو به تازه عروس دادن یعنی چه؟خبر یتیم شدن فرزندی رو قبل از تولدش به مادرش دادن یعنی چه؟حسرت گفتن بابا و آغوش گرم پدر در طول زندگی یعنی چه؟جای خالی پدر یعنی چه؟بی پدر بزرگ کردن فرزند با هزاران طعن و کنایه یعنی چه؟چرا مادری بعد از شنیدن خبر شهادت فرزندانش میگوید: اگر باز هم پسری داشتم راهی جبهه اش میکردم؟داغ فرزند یعنی چه؟اینکه در قرآن آمده شهیدان زنده اند یعنی چه؟چرا بعد از آزادی خرمشهر جنگ تمام نشد؟
فرزند من چگونه باید هزاران هزاران هزاران هزاران....موارد از جنگ و دفاع مقدس و 8 سال با تمام دنیا جنگیدن را بداند؟من به عنوان یک مادر میتوانم تا حدودی برای فرزندم توضیح بدهم که چرا مثلا پدربزرگ محمدحسام شهید شده؟چرا رفته با دشمنا بجنگه؟چرا مادر محمد حسام هنوز حسرت پدر دارد؟
اما این اصلا برای ذهن پویا و پر از سوال فرزند من کافی نیست.تنها گفتن و شنیدن از زبان مادر و پدرکافی نیست.فرزند من باید در قاب تلویزیون برنامه های غیر کلیشه ای که دچار شعار زدگی نشده باشند رو ببیند.اصلا خود من چی؟من هم باید ببینم تا در هیاهوی روزمرگی و مادیگری بتوانم خودم را بازیابم.بعضی دیگر هم باید ببینند تا به یاد بیاورند روزهای گذشته را,چه بودند و چه شدند.
من به عنوان یک مادر در کنار اینچنین برنامه هایی میتوانم به فرزندم بیاموزم که چگونه تمایز قائل شود بین کارتهایی که بنیاد شهید صادر میکند.میتوانم به فرزندم بیاموزم که به ریاست محترم بنیاد شهید بگوید:شما گفتی و ما هم باور کردیم که کارتی صادر نشده و قرار نبود خیابانی به اسم بعضیها بشه.

آری,دفاع مقدس فقط یک هفته نبود که هرچه برنامه آرشیوی و غیر آرشیوی داریم در طول این یک هفته پخش کنیم و باقی سال را در انتظار روزهای پایانی شهریور بمانیم که در خاطره ها زنده کنیم یاد شهیدان خدایی را.

 
 آخرین دست نوشته شهید احمدرضا احدی رتبه اول کنکور پزشکی سال 1364 است که تنها ساعتی قبل از شهادت به رشته تحریر در آمده است .


چه کسی می تواند این معادله را حل کند؟؟

چه کسی می داند فرود یک خمپاره قلب چند نفر را می درد؟

چه کسی می داند جنگ یعنی سوختن، یعنی آتش، یعنی گریز به هر جا ،به هر جا که اینجا نباشد، یعنی اضطراب که کودکم کجاست ؟ جوانم چه می کند؟دخترم چه شد ؟

به راستی ما کجای این سوال ها و جواب ها قرار گرفته ایم ؟

کدام دختر دانشجویی که حتی حوصله ندارد عکس های جنگ را ببیند و اخبار آن را بشنود ، از قصه دختران معصوم سوسنگرد با خبر است ؟

آن مظاهر شرم و حیا را چه کسی یاد می کند که بی شرمان دامنشان را آلوده کردند و زنده زنده به رسم اجدادشان به گور سپردند.

کدام پسر دانشجویی می داند هویزه کجاست ؟ چه کسی در هویزه جنگیده ؟

کشته شده و در آنجا دفن گردیده ؟ چه کسی است که معنی این جمله را درک کند:

"نبرد تن و تانک؟!" اصلا چه کسی می داند تانک چیست ؟

چگونه سر ۱۲۰ دانشجوی مبارز و مظلوم زیر شنی های تانک له می شود ؟

آیا می توانید این مسئله را حل کنید ؟

گلوله ای از لوله دوشکا با سرعت اولیه ی خود از فاصله هزار متری شلیک می شود و در مبدا به حلقومی اصابت نموده و آن را سوارخ کرده وگذر می کند ، حالا معلوم نمایید سر کجا افتاده است ؟ کدام گریبان پاره می شود ؟

کدام کودک در انزوا وخلوت اشک می ریزد؟

وکدام کدام....؟ توانستید؟؟ اگر نمی توانید،این مسئله را با کمی دقت بیشتر حل کنید:

هواپیمایی با یک ونیم برابر سرعت صوت از ارتفاع ده متری سطح زمین ، ماشین لندکروزی که با سرعت در جاده مهران-دهلران حرکت می نماید،مورد اصابت موشک قرار می دهد، اگر از مقاومت هوا صرف نظر شود. معلوم کنید کدام تن می سوزد؟کدام سر می پرد ؟

چگونه باید اجساد را از درون این آهن پاره له شده بیرون کشید ؟

چگونه باید آنها را غسل داد ؟چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش کنیم؟

چگونه می توانیم در شهرمان بمانیم وفقط درس بخوانیم .

چگونه می توانیم درها را به روی خود ببندیم و چون موش در انبار کلمات کهنه کتاب لانه بگیریم ؟

کدام مسئله را حل می کنی؟ برای کدام امتحان درس می خوانی؟ به چه امید نفس می کشی ؟

کیف و کلاسورت را از چه پر می کنی؟

از خیال ، از کتاب ، از لقب شامخ دکتر یا از آدامسی که هر روز مادرت در کیفت می گذارد ؟

کدام اضطراب جانت را می خورد ؟ دیر رسیدن به اتوبوس ، دیر رسیدن سر کلاس، نمره گرفتن؟

دلت را به چه چیز بسته ای؟ به مدرک ، به ماشین ، به قبول شدن در حوزه فوق دکترا؟

"صفایی ندارد ارسطو شدن،خوشا پر کشیدن ،پرستو شدن"

آی پسرک دانشجو ، به تو چه مربوط است که خانواده ای در همسایگی تو داغدار شده است ؟

جوانی به خاک افتاده است؟

آی دخترک دانشجو ، به تو چه مربوط است که دختران سوسنگرد به اشک نشانده اند ؟

و آنان را زنده به گور کردند ؟هیچ می دانستی؟ حتما نه!...

هیچ آیا آنجا که کارون و دجله و فرات بهم گره می ورد ، به دنبال آب گشته ای تا اندکی زبان خشکیده کودکی را تر کنی و آنگاه که قطه ای نم یافتی با امید های فراوان به بالین آن کودک رفتی تا سیرابش کنی اما دیدی که کودک دیگر آب نمی خورد!!

اما تو اگر قاسم نیستی ، اگرعلی اکبرنیستی ، اگر جعفر و عبدالله نیستی ، لااقل حرمله مباش !

که خدا هدیه حسین را پذیرفت و خون علی اکبر و علی اصغر را به زمین پس نداد.

من نمی دانم که فردای قیامت این خون با حرمله چه خواهد کرد
__._,_.___


پیام مهم ولی امر مسلمین جهان به امت بزرگ اسلام در پی اهانت نفرت انگیز به قرآن شریف در آمریکا

بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله العزیز الحکیم: انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون
ملت عزیز ایران ـ امت بزرگ اسلام!
اهانت جنون آمیز و نفرت انگیز و مُشمئز کننده به قرآن مجید در کشور آمریکا که در سایه ی امنیت پلیسی آن کشور اتفاق افتاد حادثه ی تلخ و بزرگی است که نمیتوان آن را تنها در حدّ یک حرکت ابلهانه از سوی چند عنصر بی ارزش و مزدور به حساب آورد. این یک اقدام محاسبه شده از سوی مراکزی است که از سال ها پیش به این طرف، سیاست اسلام هراسی و اسلام ستیزی را در دستور کار خود قرار داده و با صدها شیوه و هزاران ابزار تبلیغاتی و عملیاتی، به مبارزه با اسلام و قرآن پرداخته اند. این حلقه ی دیگری از زنجیره ی ننگینی است که با خیانت سلمان رشدی مرتد آغاز شد و با حرکت کاریکاتوریست خبیث دانمارکی و دهها فیلم ضد اسلام ساخته شده در هالیوود ادامه یافت و اکنون به این نمایش نفرت انگیز رسیده است. پشت صحنه ی این حرکات شرارتبار چیست و کیست؟
مطالعه ی این روند شرارت که در این سالها با عملیات جنایتبار در افغانستان و عراق و فلسطین و لبنان و پاکستان همراه بود، تردیدی باقی نمیگذارد که طرّاحی و اتاق فرمان آن در دستان سران نظام سلطه و اتاق فکرهای صهیونیستی است که از بیشترین نفوذ بر دولت آمریکا و سازمانهای امنیتی و نظامی آن و نیز بر دولت انگلیس و برخی دولتهای اروپائی برخوردارند. اینها همان کسانی اند که پژوهشهای حقیقت یاب مستقل روز به روز بیشتر انگشت اتهام در ماجرای حمله به برجها در 11 سپتامبر را به سوی آنان متوجه میکنند. آن ماجرا بهانه ی حمله به افغانستان و عراق را به رئیس جمهور جنایتکار وقت آمریکا داد و او اِعلان جنگ صلیبی کرد و همان شخص بنابر گزارشها، دیروز اعلام کرده است که این جنگ صلیبی با ورود کلیسا به صحنه، کامل شد.
هدف از اقدام نفرت انگیز اخیر آن است که از سوئی مقابله با اسلام و مسلمانان در جامعه ی مسیحی به سطوح همگانی مردم کشیده شود و با دخالت کلیسا و کشیش، رنگ مذهبی گرفته و پشتوانه ئی از تعصبات و تعلقات دینی بیابد، و از سوی دیگر ملتهای مسلمان را که از این جسارت بزرگ به خشم آمده و جریحه دار میشوند از مسائل و تحولات دنیای اسلام و خاورمیانه غافل سازد.
این اقدام کینه توزانه، نه آغاز یک جریان، بلکه یک مرحله از روند طولانی مدتِ اسلام ستیزی به سرکردگی صهیونیسم و رژیم آمریکا است. اینک همه ی سران استکبار و ائمة الکفر در برابر اسلام قرار گرفته اند. اسلام، دین آزادی و معنویت انسان، و قرآن کتاب رحمت و حِکمت و عدالت است؛ وظیفه ی همه ی آزادیخواهان جهان و همه ی ادیان ابراهیمی است که در کنار مسلمانان با سیاست پلید اسلام ستیزی با این شیوه های نفرتبار مقابله کنند. سران رژیم آمریکا نمیتوانند با سخنان فریبنده و میان تهی، خود را از اتهام همراهی با این پدیده ی زشت تبرئه کنند. سالهاست که مقدسات و همه ی حقوق و حرمت میلیونها مسلمان مظلوم در افغانستان و پاکستان، در عراق و لبنان و فلسطین زیر پا گذاشته شده است. صدها هزار کشته، دهها هزار زن و مرد اسیر و زیر شکنجه، هزاران کودک و زن ربوده شده و میلیونها معلول و آواره و بی خانمان، قربانی چه چیزی شده اند؟ و با همه ی این مظلومیتها، چرا در رسانه های جهانی غرب، مسلمانان را مظهر خشونت و قرآن و اسلام را خطری برای بشریت وانمود میکنند؟ چه کسی باور میکند که این توطئه ی گسترده بدون کمک و دخالت حلقه های صهیونیستیِ درونِ دولت آمریکا ممکن و عملی است؟!
برادران و خواهران مسلمان در ایران و سراسر جهان!
لازم میدانم این چند نکته را به همه متذکر گردم:
اولاً: این حادثه و حوادث پیش از آن به روشنی نشان میدهد که آنچه امروز آماج حمله ی نظام استکبار جهانی است، اصل اسلام عزیز و قرآن مجید است؛ صراحتِ مستکبران در دشمنی با جمهوری اسلامی ناشی از صراحت ایران اسلامی در مقابله با استکبار است و تظاهر آنان به دشمن نبودن با اسلام و دیگر مسلمانان، دروغی بزرگ و فریبی شیطانی است. آنان با اسلام و هر آنکس که بدان پایبند است و هر آنچه نشانه ی مسلمانی است دشمن اند.
ثانیاً: این سلسله ی کینه توزیها با اسلام و مسلمین، ناشی از آن است که از چند دهه پیش تاکنون نور اسلام از همیشه تابنده تر و نفوذ آن در دلها در جهان اسلام و حتی در غرب از همیشه بیشتر شده است. ناشی از آن است که اُمت اسلام از همیشه بیدارتر شده و ملتهای مسلمان اراده کرده اند زنجیرهای دو قرن استعمار و تجاوز مستکبران را پاره کنند. حادثه ی اهانت به قرآن و پیامبر  عظیم الشأن صلی اله علیه و آله، با همه ی تلخی، در دل خود حامل بشارتی بزرگ است. خورشید پر فروغ قرآن روزبروز بلندتر و درخشنده تر خواهد شد.
ثالثاً: همه باید بدانیم که حادثه ی اخیر ربطی به کلیسا و مسیحیت ندارد و حرکات عروسکی چند کشیش ابله و مزدور را نباید به پای مسیحیان و مردان دینی آنان نوشت. ما مسلمانان هرگز به عمل مشابهی در مورد مقدسات ادیان دیگر دست نخواهیم زد. نزاع میان مسلمان و مسیحی در سطح عمومی،  خواسته ی دشمنان و طراحان این نمایش دیوانه وار است و درس قرآن به ما، در نقطه ی مقابل آن قرار دارد.
و رابعاً: طرف مطالبه ی  همه ی مسلمانان، امروز دولت آمریکا و سیاستمدارن آنند. آنها اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند باید عوامل اصلی این جنایت بزرگ و بازیگران میدانی آن را که دل یک و نیم میلیارد مسلمان را به درد آورده اند، به گونه ئی شایسته به مجازات برسانند.
و السلام علی عباد اله الصالحین
سیّدعلی خامنه ای
22/شهریور/1389


                      عزای تخریب بقیع

 

۸۶سال است که بقعه ی آسمانی بقیع تخریب شده
اکنون در آستانه جمعه ۸ شوال ،  هشتاد و هفتمین سالروز این جنایت  ، به یاری خدای متعال  همه ی ما جوانان شیعه با شرکت در طرح “عزای تخریب بقیع “  هر کدام سهمی را در رمی جمرات وهابیت ایفا کنیم و همانند منازل تمام علما در قم پرچم عزا بر سر در سنگر مجازی خود قرار می دهیم و به عزاداری برای غربت بقیع می پردازیم .

دوستان وبلاگ نویس ارزشی برای دریافت اطلاعات بیشتر و پرچم های عزای غربت بقیع

 به این آدرس مراجعه کنید

 


الله اکبر    الله اکبر     لا اله الا الله و الله اکبر     الله اکبر     ولله الحمد     الله اکبر     علی ما هدانا

اللّهُمَّ أَهْلَ الْكِبْریاءِ وَالْعَظَمةِ وَ أهْلَ الجُودِ وَالجَبَرُوتِ وَ أهْلَ العَفْو وَالرَّحْمَةِ وَ أهْلَ التَقّوىٰ وَالمَغْفِرَة، أسْئَلُكَ بَحَقِّ هدا الْیوَمِ الّذی جَعَلْتَهُ لِلمُسْلِمینَ عیداً وَ لِمُحَمّدٍ صَلّىٰاللهُ عَلیْه وَ آلِهِ ذُخْراً وَ شَرَفاَ وَ مَزیداً، أن تُصَلّی عَلىٰ مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أنْ تُدْخِلنی فی كُلِّ خَیْرٍ أدْخَلْتَ فیهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد وَ أنْ تُخْرِجَنی مِنْ كُلِّ سُوءٍ أخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آل مُحَمَّدٍ، صَلَوٰاتُكَ عَلَیُهِ وَ عَلَیْهِمْ، اللّهُمَّ إنی أسْئَلَكَ خَیرَ مٰا سَئَلَكَ مِنْهُ عِبادُكَ الصّٰالِحُونَ وَاعُوذُ بِكَ مِمّا اسْتَعاذَ عِبادُكَ الْمُخْلِصوُنَ


دعای روز بیست و نهم

اللهمّ غَشّنی بالرّحْمَةِ
خدایا بپوشان مرا در آن با مهر و رحمت
 

وارْزُقْنی فیهِ التّوفیقِ والعِصْمَةِ

 روزى كن مرا در آن توفیق و خوددارى

 

وطَهّرْ قلْبی من غَیاهِبِ التُّهْمَةِ

 پاك كن دلم را از تیرگیها و گرفتگى‌هاى تهمت

 

یا رحیماً بِعبادِهِ المؤمِنین

اى مهربان به بندگان با ایمان خود

 

شب ضربت خوردن جسم علی که ماتم ندارد،

بیا سالها ضربت خوردن تفکر علی را به ماتم بنشینیم.

آری......علی هنوز به مظلومیت خویشتن می سوزد

 

گریه چشمها و ترس دلها نشانه رحمت خدای بلند نام است.هرگاه هر دو را در خود دریافتید,دعا کردن را غنیمت شمارید

امام علی (ع)

 

اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم احفظ سیدنا و قائدنا سید علی الحسینی الخامنه ای

اللهم ارزقنا شهادة فی سبیلک تحت لواء ولیک

 

چند ساعتی تا پایان مهمانی باقی نمونده.

انگار همین دیروز بود که دعای روز اول ماه مبارک رو گذاشته بودم

در چشم بر هم زدنی گذشت.

و ناگهان چه زود دیر شد.


داداش حسین قدیانی

فقط چند جمله که باید بخش ناچیزی از دینم رو به حسین قدیانی ادا کنم.من روزهایی با قطعه 26 اشنا شدم که بی تعارف داغون بودم به خاطر فتنه و نامردیها

حسین قدیانی از روزی شد داداش حسین که یه عده دیدند داره حرف دلشون رو میزنه .
حسین قدیانی روزی شد داداش حسین که یه عده فریاد ما بیشماریم سر داده بودند.
حسین قدیانی وقتی شد داداش حسین که حضور میلیونی ما رو گذاشتند به حساب ساندیس.
حسین قدیانی وقتی شد داداش حسین که متهممان کردند به آدمکشی با باتوم.
حسین قدیانی وقتی شد داداش حسین که عده ای کمر همت بسته بودند که آدرس غلط بدند تو تاریکی غیبت.
حسین قدیانی وقتی شد داداش حسین که بعضی از فرزندان شهدا ره گم کرده بودند.
حسین قدیانی وقتی شد داداش حسین که برخلاف عده ای سکوت نکرد و جانانه ایستاد پشت رهبری.
حسین قدیانی وقتی شد داداش حسین که عده ای دوپهلو حرف میزدند
حسین قدیانی وقتی شد داداش حسین که در یک جمله انسان را وادار به گریه میکرد و در جمله بعدی وادار به قهقهه
داداش حسین ایستاد و گفت: به شما میگیم غلط کردید بیشمارید.
داداش حسین ایستاد و گفت:  نی ساندیس حکومتی را فرو میکنیم در چشم دشمنان.
داداش حسین ایستاد و گفت: با باتوم میزنیم بر فرق سر دشمنان و فتنه گران.
داداش حسین ایستاد و گفت: تا وقتی ماه هست و ما ستاره ها گرد ماه, محال است ایران کوفه شود.
داداش حسین ایستاد و گفت: پسر بابااکبر شهیدم و با قلمی که جوهرش از خون بابا اکبرم هست مینویسم.
داداش حسین ایستاد و گفت:فصل الخطاب فقط رهبری

امروز عده ای فریاد وا اسفا سر داده اند که حسین قدیانی فلان و بهمان.
آقایون منتقد در ایام فتنه چه کردید؟؟؟کدامتان با قلمتان خار شدید در چشم دشمنان؟؟؟
کدامتان وقتی نه غزه نه لبنان سر داده شده بود هیهات من الذله سر دادید؟؟؟
کدامتان وقتی متهممان کردند به آدمکشی با باتوم صدایتان بلند شد؟؟؟
کدامتان تا قبل از فریاد این عمار وارد میدان شده بودید؟؟؟
کدامتان وقتی...

در خانه اگر کس است یک حرف بس است



همه پیوندها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو