وقتی داری کمد دیواری یا کتابخونه رو میتکونی,چند تا برگه A4 میفته روی زمین و تو با خوندن اون چند تا برگه برای ساعتها غرق در گذشته میشی.به خودت میای و میبینی سه ساعته که روی زمین نشستی و ...
امروز وسط جزوه های دوران دانشجویی چند تایی برگه پیدا کردم,یکی از هم اتاقی هام نوشته بود,گفته بود نمیدونم چند سال بعد این برگه رو میبینی و میخونی ولی هر وقت خوندی به من زنگ بزن.همون لحظه گوشی رو برداشتم و بهش زنگ زدم.رو پیغام گیر براش پیام گذاشتم.
شاید چند سال بعد که این پست رو میخونم یاد امروز بیفتم,یادم باشه یه زنگ بهش بزنم.دلم برای دوستای خوبم تنگ شده.
دوستی صرفا به تعریف و تمجید و فدایت شوم نیست.دوست خوب اونیه که تو بدترین شرایط همراه باشه و از زندگیش بگذره برای رفع مشکل دوستش.دوست خوب اونیه که وقتی میبینه اشتباهی ازت سر زده ,دوستانه تذکر میده .اگر لایق دوست داشتن باشیم,دوستانه پذیرای انتقاد خواهم بود نه اینکه ....اگر لایق دوست داشتن باشیم حتی زمانی که عصبانی هستیم ,یادمون میاد خوبیهایی که در حقمون کرده بود و یه تشکر ناقابل برای تذکر دوستانش نه اینکه...
عذرخواهی همیشه چاره ساز نیست.قلبی که شکسته,دیگه شکسته.همیشه برای جبران,فرصت نیست.

از خدا میخوام که قدر دوستان خوبم رو بدونم و قدردان دوستیهای پاک اونها باشم.از خدا میخوام که حتی در اوج دلخوری و عصبانیت به یادم بیاره محبتهایی که در حقم روا داشتند.