این موجود دو پا گاهی اوقات  کارهایی میکنه که میدونه اشتباهه و خودش اذیت میشه ولی از رو نمیره.برای اینکه به قولی کم نیاره و روی حرف خودش بایسته.
شده حکایت امشب من با پارسا!
آقا پارسا عادت داره موقعی که میخواد بخوابه خودش رو با پتو فیتیله پیچ کنه.با توجه به اوضاع آب و هوایی محل سکونت ما هم ,روشن شدن کولر از اردیبهشت و گاهی زودتر امری طبیعی و عادیه.
جناب پارسای بزرگوار امشب به خاطر لجبازی با والده محترمشون یعنی بنده فرمودند که باید کولر رو خاموش کنی.هر چی از بنده اصرار که بذار روشن باشه .از ایشون هم اصرار که خیر.باید (به قول خودش
باهَد)خاموشش کنی.فلذا ما نیز تابع فرزند شده و خاموش کردیم.باید بیدار بود و قیافه خودش رو میدید که چطور رفته بود سونا و برگشته بود.با موها و بدن خیس از عرق.
از پارسا نباید انتظار زیادی داشت که با توجه به سنش ممکنه به مفید یا مضر بودن خواستش آگاه نباشه ولی از فرد عاقل و بالغی امثال من و شما انتظار بیشتر از اینه.
نمیدونم چند بار دیگه باید سرم به سنگ بخوره به خاطر رفتارها و گفتارهایی که میدونم ممکنه به ضررم باشه و باز هم تکرار میشه.گاهی دردش وحشتناکه اما درس عبرت نمیشه که نمیشه!
ای کاش بیشتر مراقب باشم