مشغول تهیه ناهار برای اهل منزل بودم. در حین تهیه ناهار سری هم به وبلاگ ها و سایت ها میزدم.
ناگهان بوی سوختگی مشامم را آزرد. نگاه به ساعت روی دسکتاپ کردم و چشمتان روز بد نبیند. چقدر زود گذشت!
غذایمان تقریبا جزغاله شد. اما خدا حفظ کند فست فودها و رستوران ها را و حتی نان و پنیر و هندوانه را.
اتفاقا در این گرمای تابستان هندوانه خیلی هم مفید است و تازه نان و پنیر باعث اضافه وزن  هم نمی شود. اصلا هر چه ناهار سبک تر باشد بهتر است.
این ها را نگفتم که شما تصور کنید دارم وجدانم را راضی نگه میدارم که آخه نان و پنیر و هندوانه هم شد ناهار؟ یا مثلا جواب پارسا را بدم که گفت چرا ناهار صبحانه داریم؟!
حالا سالی یک بار ناهار نان و پنیر و هندوانه بخوریم که اتفاق هولناکی نیست. مگر چند بار در سال این اتفاق میفته. این دیگه کاملا درد وجدان را درمان کرد .