ghadiany.ir رفع فیلتر شد.انشالله باقی سایت ها هم به زودی آزاد خواهند شد.

پایگاه خبری-تحلیلی
نه دی
افتتاح شد

اشک صبر ما برای عدل و برق شمشیر مختار(کلیک کنید)

جدیدترین متن حسین قدیانی (کلیک کنید)


به نقل از وبلاگ اشک آتش:

دو سه سال پیش بود . در جلسه ای با بعضی از مسئولان نظارتی مرتبط با حوزه که در خصوص کاستی های تبلیغی حوزه های علمیه تشکیل شده بود متوجه شدم که آقایان از دست حجت الاسلام نقویان به شدت عصبانی بوده و در صدد تذکر به او هستند . چرا ؟ نقویان در بحثی پیرامون ضرورت ارتباط با مخاطب و فهم صحیح از شرایط هر زمان ، این عبارت را به کار برده بود : خوب است قم هم با قوم باشد !

همین یک جمله کافی بود تا آقایان اهل بصیرت به جای پرداختن به ضعف های بنیادین در نظام تبلیغی حوزه علمیه ، از دست زبان ناصر نقویان فریاد وامصیبتا سرداده و مرثیه وااسلاما بسرایند .

دیروز این خبر بر خروجی خبرگزاری ها قرار گرفت :

حجت الاسلام رهبر اعلام کرد فراکسیون روحانیون مجلس ، حجت الاسلام علی رضا پناهیان را به دلیل انتقاد از قوه قضائیه در سخنرانی روز عاشورا برای ادای توضیحات به مجلس احضار کرده است !

کسی نپرسید آیا فقط انتقاد از قوه قضائیه بر روی منابر جرم است و این قانون شامل قوه مجریه نمی شود ؟ چند روحانی منبری را سراغ دارید که مانند دکتر حسن روحانی ( دبیر اسبق امنیت ملی ) هر تریبونی را که در اختیار گرفت نیش و کنایه ای را نثار دولت نکرده باشد ؟ آیا اسدالله بیات هم که در مصاحبه با رادیوهای بیگانه ، نیروهای مدافع انقلاب در جریان آشوب های 88 را محارب خواند به مجلس احضار شده است ؟ صادقی تهرانی که فتوا داد جامعه اسلامی باید با شورای فقهی اداره شود چطور ؟ چرا این فراکسیون به یوسف صانعی چیزی نگفت وقتی بر خلاف نص صریح قرآن ( ماجعل ادعیائکم ابنائکم ) فرزند خوانده را فرزند دانست و فقاهت تشیع را مایه تمسخر علمای اهل سنت قرار داد ؟ چرا کسی به قدرت علیخانی با این ادبیات فاخرش چیزی نگفته است ؟ فراکسیون روحانیت چه اعتراضی به حجت الاسلام ابوترابی روا داشت وقتی وی حاضر شد سخنران مجلس مرحوم روح الامینی باشد اما حتی یک بار از راه دور تسلیتی هم به خانواده شهید حسین غلام کبیری اعلام نکند ؟

چرا کسی به ریاست دفتر تبلیغات حوزه گیر نمی دهد که جداره توالت اداره به ظاهر حوزوی اش را از جنس  mdfمی سازد اما حاضر نمی شود یک تومان برای مقابله فرهنگی با جریان فتنه و جنگ نرم اختصاص بدهد ؟

چرا حجت الاسلام مهاجری و دعایی به مجلس احضار نمی شوند که مرقومه های شریفه شان در روزنامه های جمهوری و اطلاعات با بودجه بیت المال گاه آب به آسیاب دشمن می ریزد ؟ چرا یک بار رئیس دادگاه ویژه روحانیت به مجلس دعوت نمی شود تا پاسخ دهد پیاده روی حجت الاسلام جهانشاهی برای احیای فریضه امر به معروف و نهی از منکر بر خلاف شئون روحانیت بود یا هتاکی بی شرمانه هادی غفاری به ساحت سلاله رسول الله ؟ چرا سوال یک طلبه در جریان سخنرانی سال 85 هاشمی در قم او را مستوجب تعقیب و تبعید قرار می دهد اما هیچ پیگردی برای آخوندهایی چون ایازی و ادیب و سلیمانی به خاطر حضور فیزیکی در آشوب های خیابانی وجود ندارد ؟ آیا فراکسیون روحانیون مجلس به سید حسن و یاسر خمینی به خاطر رویکردهای نامتعارفشان از گل نازک تر گفته است ؟ چرا خطیب نماز جمعه هر چه بخواهد می تواند بر ضد دولت سخن بگوید اما یک منبری نمی تواند از قوه قضائیه انتقاد کند ؟ به قول طلبه ها " بائک تجر بائی لا تجر ؟!"

این هم از فراکسیون روحانیون مجلس . حالا اگر آقا فریاد بزند أین عمار ؛ حق ندارد ؟

علی رضا پناهیان به هوش باشد و جلوی این بدعت را بگیرد . فراکسیون روحانیون مجلس هیچ جایگاه قانونی ( قضایی امنیتی نظارتی ) برای احضار افراد را ندارد . این طور پیش برود چندی بعد ، جامعه روحانیت ممکن است کسانی را بازداشت کرده و یا جامعه وعاظ ، حکم قضایی صادر کند !!

عملکرد این حضرات آن کلام حجت الاسلان نقویان را دوباره یاداور می شود که خوب است آقایان با قوم باشند !

در همین رابطه بخوانید(کلیک کنید)

پست قبلی که آخرین نوشته ی حسین قدیانی است را از دست ندهید.


به نقل از وبلاگ آینده از آن حزب الله:

ضمن تماسی  حسین قدیانی  اعلام كردند كه بر مبنای قولی كه داده شده، انشاالله وبلاگ های فیلتر شده امشب رفع فیلتر خواهند شد .

جدیدترین نوشته حسین قدیانی,در روزنامه ی وطن امروز

یکم:



روزگاری 2 تن از همین چند نفر سران فتنه (در اینجا منظور از «نفر» واحد شمارش شتر نیست!) یکی سکاندار قوه مجریه بود و دیگری، روی صندلی جگری آن روزهای مجلس تکیه داده بود و هنوز اندیشمند فارین پالیسی نشده بود؛ به این دلیل که از 4 نفر، پنجم شده! 


القصه! آنها با رای مردم تکیه بر این پست‌ها زده بودند اما همین که پست شدند و فتنه کردند، مردم دست رد بر سینه‌شان زدند. از روز 22 خرداد 88 بگیر تا روز 22 بهمن سال 80 و اشک و در این 8 ماه تاریخی، بی‌شک یوم‌الله، «9 دی» بود که مردم لعن و نفرین فرستادند بانیان فتنه را. آنچه در این میان ستودنی است، بصیرت ملت است که با کسی عهد دائم نبسته و به کسی چک سفید نداده است. ملتی که از قوم حجاز بهتر است، روزی در بازی‌دراز و دگر روز در 8 ماه دفاع مقدس، جز با «علی» عهد اخوت نبست. پس تا حاکم، «علی» است و تا رهبر «حضرت سیدعلی» است، بصیرت ما هم حکومتی است.



دوم:



دیروز در راه بهشت‌زهرا گذرم به «پل جوادیه» افتاد. آنقدر زیبا بود که ستودم همت شهرداری تهران را. از همین جا بوسه می‌زنم همت مدیران شهری را بابت احداث پل جوادیه که از ترافیک این بخش جنوب شهر تا حد بالایی گره‌گشایی می‌کند. حاشیه پل اما پرچم‌های سیاه ماه محرم به نشانه عزا چشم‌نواز بود. فقط اینکه اگر آرم شهرداری را مقداری کوچک‌تر هم روی این بیرق‌های مشکی نصب می‌کردند، باورم هست، باز هم مردم ملتفت می‌شدند که این نشانه‌های عزا، کار شهرداری است و نه هیچ ارگان و نهاد دیگری.



سوم:



هنوز روی پل جوادیه بودم که روشن کردم رادیوی ابوقراضه کارواش نرفته‌ام را. صدای گزارشگر می‌آمد و مردمی که راضی بودند از نخستین روز طرح هدفمندی یارانه‌ها. تک و توکی هم اگر گله بود، به راحتی قابل حل می‌نمود. نکته اصلی اینجا بود که مردم، عزم جزم دولت را برای اصلاح ساختار اقتصادی کشور می‌ستودند. من نیز از همین جا بوسه می‌زنم دست دولتمردان خدوم دولت عدالت‌محور را. فقط کاش این عزل‌و‌نصب‌های بی‌هنگام، بی‌هنگام نمی‌بود تا شیرینی کام ملت را از این هم بیشتر می‌کرد. 


چهارم:



اندکی بعد از پل جوادیه به قصد خرید روزنامه‌ای توقفی کوتاه کردم جلوی دکه‌ای و فهمیدم که علی لاریجانی، ریاست محترم مجلس شورای اسلامی، تماس تلفنی خود با مهندس موسوی را تکذیب کرده‌اند. تا همین حد هم جای شکر و تشکر از ایشان هست اما کاش این تکذیبیه در همان روزهای فتنه اعلام می‌شد. کاش!
 



پنجم:



شبا هنگام از طریق رسانه‌ ملی فهمیدم که ریاست محترم دستگاه قضا، با ارعاب‌کنندگان با سلاح سرد قصد برخورد جدی دارند، آن هم در حد اعدام! سپاس گفتم خدا را و بیش از پیش مطمئن شدم و دلم گرم شد، حالا که دستگاه قضا با سلاح‌ سردی‌ها می‌خواهد به عدالت، حق ایشان را کف دستشان‌ بگذارد، لابد با عاملان و آمران فتنه 88 هم برخوردی سخت و خشن خواهد داشت. 

 

همان پنجم:



 
منازعه و اختلافی میان اصولگرایان اگر هست، ای خوشا «رقابت برای خدمت» باشد که اغلب چنین است. ما خوشحالیم که سران اصولگرا دعوایشان سر خدمت به ملت است، نه مثل کارگزاران و مشارکت برای چاپیدن ملت. ما خوشحالیم که سران اصولگرا می‌خواهند روی همدیگر را کم کنند که کجای کاری، من بیشتر از تو خدمت می‌کنم. ما در اینجا کاری با نیت این برادران نداریم، سود این خدمت به جیب ملت می‌رود یعنی در حساب جمهوری اسلامی واریز می‌شود. 

 

ششم:


همان شب قبل از خواب و در خلوتی با خودم دیدم لازم است عذری بخواهم از ریاست محترم قوه قضائیه. معذرتخواهی از آن رو که 2 باری از طریق جراید و نیز رسانه ملی باخبر شدم، خود و وبلاگم «قطعه 26» وقت شریف و البته ضیق جناب آملی‌لاریجانی را در 2 سخنرانی مجزا گرفته‌ایم. این حقیر کوچک از حضرت قاضی‌القضات بابت این تصدیع اوقات، پوزش می‌طلبم.


هفتم:

 

مدتی است که «روزخند» ننوشته‌ام و دستی به طنز نبرده‌ام. 


هشتم:


هم الان 10 روزی است که وبلاگم «قطعه 26» فیلتر شده و چند روزی است که از فیلتر شدن وبلاگ تعدادی دیگر از همسنگرانم می‌گذرد. خاک، عمرا سرد باشد که ما هنوز داغداریم! 


نهم:

 

این همه که گفتم مهم بود اما اهم این است؛ 9 دی نزدیک است. خواهرم، برادرم، 9 دی را، 9 دی را، 9 دی را... .



رئیس جمهور در نامه‌ای از حسین قدیانی فعال مطبوعاتی و نویسنده تقدیر کرد.

در نامه رئیس جمهور خطاب به وی آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم
فرزند برومند انقلاب آقای حسین قدیانی
سلام بر تو و دل آرمانی‌ات.
کتاب خوبت را دیدم و بسیاری از نوشته‌هایت را کمابیش دیده‌ام. امیدوارم با عشق به ولایت و امامت و در سایه امام عصر (عج) همچنان بالنده و زاینده اندیشه علوی و در انتظار جامعه مهدوی باشید. خدا یار و نگهدار شما باشد.
محمود احمدی نژاد
شایان ذکر است ؛حسین قدیانی اخیرا چند کتاب تالیف کرده که نسخه‌ای از یکی از آنها را به نام ”نه ده“ با موضوع حماسه ٩ دی سال گذشته به رئیس جمهور هدیه کرده بود.
منبع:
پایگاه اطلاع رسانی دولت


به نقل از وبلاگ دست نوشته های یک دانشجو


این روزها شباهت زیادی دارد به آن روزهایی که بالاترینی ها ناخواسته برای حذف قطعه 26 و نویسنده اش اقدام کردند، اما نتیجه اش شد بر سر زبانها افتادن "حسین قدیانی". فیلترینگ سلیقه ای قطعه 26 اقدامی تلخ است اما قطعا فرجامش دیر یا زود، شیرین خواهد بود.

اما طی این چند روز صحبتهای مختلفی در این رابطه گفته و نوشته می شود، و از آنجایی که در این زمینه حرفهایی دارم، چند خطی که به ذهنم می رسد را می نویسم:

خیلی ها با استناد به مطالب منتشر شده در قطعه 26 و از جمله نقد اخیر آن به دستگاه قضا معتقدند ضرر حسین قدیانی بیش از سود اوست. چون فکر نمی کند و می نویسد، عقلانی نمی نویسد، تند می نویسد و ... اما نکته مهمی که در این بین وجود دارد این است که خیلی از این تعابیر سلیقه ای است، یعنی ممکن است یک متن از دید یک نفر عقلانی باشد و از دید دیگری غیر عقلانی و ... اما نکته مهم تر آن است که ما واقعا حسین قدیانی را چگونه می بینیم؟ و انتظارمان از او چیست؟

به اعتقاد من طیف قابل توجهی از کسانی که نه از روی حسادت، بلکه دلسوزانه تعابیر مورد اشاره را در مورد نوشته های وی بکار می برند، او را با حسن رحیم پور ازغدی اشتباه گرفته اند! به عبارت بهتر هنوز معنای دلنوشته و طنز را با مباحث کلامی و فلسفی و فقهی درک نکرده اند و از او انتظاری دارند که او خودش نیز هیچ وقت مدعی آن نبوده است.
حسین قدیانی نه قرار است ایدئولوگ ما باشد نه خودش چنین ادعایی دارد، او یک بسیجی هنرمند است که حرف دل ما را با قلم هنرمندانه اش می نویسد. همین!  به قول خودش، "دود موتور بچه بسیجی هاست"، "باتوم خوب و قشنگی داشتیم"، "چهارشنبه اتوبوسی که ما را آورد راهپیمایی"، "حضرت ماه"، "نی ساندیس" و  تعابیر دیگری که نه آخرش "ایسم" دارد و نه جدیدا خلق شده است، همانهایی است که هزاران بار تاکنون شنیده ایم اما از قضا هنر او هم همینجاست که با همین محاورات روزمره، این چنین متنهای پرشوری می نویسد. حرف خاص و جدیدی نمی زند لکن خدا قدرتی در قلمش قرار داده که همان حرفهای عادی و روزمره ما را به بهترین نحو ممکن بیان می کند، آن موقع هنوز برخی انتظار دارند وی در مطالبش مباحث اعتقادی و بنیادینی را مطرح کند که باید بر سر هر یک از آنها ساعتها بحث و جدل جدی صورت بگیرد. به عنوان مثال یک نفر می گفت من احساس می کنم قدیانی در وبلاگش حرفهای عمیقی نمی زند! گفتم عجب!! مگر قرار است دلنوشته حاوی حرف عمیق باشد؟! یا مگر قرار است اصول و فروع دین و گفتمان مان را از قطعه 26 استخراج کنیم؟ یا قرار است آنجا شبهات اعتقادی ما را پاسخ دهد؟ اما ای کاش 32 سال زودتر یک نفر پیدا می شد و همین حرفهای غیر عمیق را به این زیبایی بنویسد. و یا  اگر خیلی از خواص ما همین دلنوشته ها و حرفهای غیر عمیق را می فهمیدند، وضع خودشان و مملکت بهتر از این بود!
یا مثلا دوستی کامنت گذاشته بود که طبق ماده فلان در حقوق، فلان است! لذا قدیانی باید در فلان وقت هم فلان مطلب را می نوشت! گویا حسین قدیانی حقوقدان است یا چنین ادعایی داشته یا در وبلاگش مباحث تخصصی حقوقی مطرح می شود! یا دیگر برادر عزیزم در وبلاگش نوشته حسین قدیانی چرا نامه اش به رییس دستگاه قضا را بدون سلام آغاز کرده؟! در حالی که نه حسین قدیانی بزرگتر از هاشمی رفسنجانی است و نه رییس دستگاه قضا قابل قیاس با رهبر انقلاب، لذا تاریخ برای اولین بار نامه بدون سلام به خود نمی بیند! هر چند این مثال فقط برای این است که خیلی چیزها یادمان نرود، وگرنه سبک نوشته های حسین و مطالب انتقادی او اقتضا می کند اینطور بنویسد و به نظر من توهین هم نیست، چون سبک این نوشته یک نامه رسمی نیست، نویسنده آن هم در این مملکت کاره ای نیست، نهایتا همان داداش حسین ما  بچه بسیجی هاست! لذا اگر مختصات زمین بازی را بفهمیم، این قدر به دنبال ایرادات بنی اسراییلی نمی افتیم.
یا می گویند حسین قدیانی پازل دشمن را تکمیل می کند! خدا شاهد است که من به این اعتقادی ندارم اما بر فرض که او مقصر هم باشد، اصل ماجرا تقصیر آنهایی است که مثل صلوات فرستادن کلید فیلترینگ را فشار می دهند  و شورش را در آورده اند! این همه سایت و وبلاگ مزخرف معلوم نیست چرا از سیستم فیلترینگ مصون است و در عوض قطعه 26 و دوئل و عکاس مسلمان و ... باید فیلتر شوند تا هم پازل و آتوی دست دشمن تکمیل شود و هم حرف سید مرتضی اثبات که "در جمهوری اسلامی همه آزادند الا بچه حزب اللهی ها"
و یا دیگر برادر عزیزم نوشته که چرا حسین قدیانی قوه قضاییه را تهدید کرده است و قانون اساسی را زیر پا گذاشته است!؟ که من واقعا نمی دانم از کجای آن نامه این مفاهیم عجیب استخراج می شود؟! و همه این قبیل ایراد گرفتن ها یعنی ما حسین قدیانی را در جای خودش نمی بینیم. یعنی یا او را جای رحیم پور ازغدی می بینیم و یا به جای یکی از مسئولین ارشد نظام که با واکاوی واژه به واژه نامه ای که قبل از هر چیز یک دلنوشت است، هزاران ایراد از آن در می آوریم و آخرش هم اصل ماجرا را فراموش می کنیم که چرا کار به جایی می رسد که قوه قضاییه در برابر یک نقد فرزند انقلاب این چنین رفتار می کنند و در واقع فراموش می کنیم همه چیز را.
اصلا مگر اختلاف ما با قوه قضاییه بر سر محتوای آن نامه است؟ این ایرادات سلیقه ای و بعضا نا بجا چه ربطی دارد به قلع و قمع سلیقه ای بچه حزب اللهی ها در فضای سایبر؟ و آیا از این بهانه بدتر پیدا نکردیم؟ یا می گویند رییس دستگاه قضا خودش دستور فیلترینگ سایت ها و وبلاگهای بچه حزب اللهی رها را نداده است! این هم اظهر من الشمس است. مگر رییس یک قوه اینقدر وقت خالی دارد که وبلاگهای ما را بخواند و بعد هم ایرادات حقوقی از آن استخراج کند و دستور فیترینگ آنها را بدهد؟ من حتی یک قدم هم پیش تر می روم و می گویم مثلا دستور عدم انتشار دفاعیات تکان دهنده مدیر مسئول روزنامه  ایران در مورد مهدی هاشمی رفسنجانی در روزنامه ها هم با نظر مستقیم یا حتی غیر مستقیم شخص آملی لاریجانی نبوده، اما آیا همه اینها جزو رویه جدید این قوه محسوب می شود یا نه؟ بالاخره دستگاه قضایی در این زمینه باید پاسخگو باشد یا نه؟ بالاخره این روند تنگ نظرانه که خط به خط وبلاگ های بچه حزب اللهی ها کنترل شود اما در مقابل آینده نیوز و فتنه نیوز و ... باز باشند و هرچه خواستند بنویسند و هیچ کس هم نگوید بالای چشمت ابروست، را چه کسی باید پاسخ دهد؟ قوه مجریه؟ قوه مقننه یا قوه قضاییه؟! و  تمام بحث ما هم بر سر رویکرد کلی و جدید دستگاه قضا در این زمینه است که واقعا با منتقدین خودی چگونه دارد رفتار می کند؟ و بنایش را واقعا گذاشته بر تعامل یا تقابل؟!
اصلا ممکن است ده ها مورد اختلاف سلیقه بین ما با حسین قدیانی وجود داشته باشد اما بنا بر این قاعده که در عالم 2 نفر مثل هم را نمی توان پیدا کرد، قرار نیست او همان چیزی را همیشه بنویسد که 5000 بازدیدکننده ثابت هر روز وبلاگش دوست دارند یا می پسندند! این را فراموش نکنیم که فیلترینگ قطعه 26 فراتر از همه این حرفهاست. قطعه 26 فیلتر نشد چون که حسین می دانست یا نمی دانست که عدم دستگیری سران فتنه خواست آقا هست یا نیست، به این خاطر فیلتر شد که مشی جدید مسئولین امر در این زمینه از سخت گیری بیش از حد هم گذشته است و خود این اقدام (فیلترینگ قطعه 26) بی عدالتی جدیدی است. چون اگر آن متن جرم بوده و باید به خاطر آن هر سایت و وبلاگی که آن را بازنشر کرده اند فیلتر شوند، چرا سایت هاشمی رفسنجانی فیلتر نمی شود؟ اگر جرم، جرم است پس چرا این جا نیست؟ این مگر جز برخورد سلیقه ای و غیرقانونی است؟
ما بخواهیم یا نخواهیم حسین قدیانی و قطعه 26 اش، برای ماست! بخواهیم یا نخواهیم در 10 ماه گذشته پدر سران فتنه را در آورده، بخواهیم یا نخواهیم آن طرف از ته دل خیلی دوست دارد یک حسین قدیانی داشته باشد اما ندارد، بخواهیم یا نخواهیم قلم حسین در بین همه مان تک است و بهتر از او نداریم و ده ها مورد دیگر که بخشی است از حقیقت و خیلی با خواستن ها یا نخواستن های ما ارتباطی پیدا نمی کند، لذا ای کاش بفهمیم و باور کنیم که یک نفر را به جای برچسب زدن و بیرون کردن از دایره، می توان با نقد دلسوزانه اصلاحش کرد و اگر هم نقد ما کارساز نبود، لزوما به معنای این نیست که من نوعی معیار حق و باطل هستم و اگر کسی به حرفم گوش نداد می شود باطل! شاید اصلا من اشتباه می کنم، شاید اصلا نقد من وارد نیست و هزاران شاید دیگر ...
حمایت از حسین قدیانی حداقل وظیفه ماست. در یک جمله علتش این است که قدیانی برای خودش نیست! برای همه ماست. ما هنوز یاد نگرفته ایم که یک نفر همفکر خودمان را "غیر" نبینیم. مثل خودمان ببینیم. او در نوشته هایش حرف شخصی نمی زند، اگر می گوید حضرت ماه، حرف دل همه مان است و اگر هم خطاب سران فتنه یا هر کس دیگر می نویسد آنچه را که باید بنویسد، باز هم حرف شخصی نمی زند.
حسین قدیانی هر عیبی هم داشته باشد از آن رو ارزشمند است که در این یک سال هیچ فرقی نکرده است. بهترین لقبش همان "داداش حسین بچه بسیجی هاست" که خودش را گم نکرده و داداش همان بچه بسیجی ها مانده، هویتش را فراموش نکرده، همیشه می داند مثل بقیه  بچه حزب اللهی ها هر چه دارد از سیاهی محرم و صفر است، افتخارش این است اگر دوباره شهر شلوغ شد و قورباغه هفت تیر کش، باتومش را به همراه دارد و نمی گوید من شده ام یک نویسنده و صاحب کتاب، لذا این ها از من به دور است! همچنان فلافل خور حرفه ای کوچه کثیف ارک است و خلاصه همان است که بود، تازه به افتخاراتش هم افزوده شده چون  مثل خیلی های دیگر، بنده پول اسفندیار نشد و اصلا اگر از من بپرسید، می گویم امیرخانی به جای خود، اما نویسنده انقلابی نسل ما قدیانی است نه امیرخانی یا هر کس دیگر، به قول خودش داستان سیستان را در سفر با آقا نوشتن کاری ندارد، داستان سیستان اصلی را باید در آن فتنه 8 ماهه نوشت و از قضا او کسی است که داستان سیستانش را که هیچ، همه چیزش را از فتنه شروع کرده و انشالله هم در این مسیر باقی خواهد ماند ...


یا حسین(ع) ...میرحسین را فریاد میزدند و...
لیاقت مردمان خداجویی! که بعد از نام حسین(ع) نام آن ملعون را بیاورند, همان شیخ بیسواد و میرحسین و زن بی حیایی است که جایزه سکس و فلسفه مخملباف را با اشتیاق قبول کرد.خلایق هر چه لایق!
مردم خداجوی! میرتوهم ارزانی خودش.این سرزمین نیازی به چنین خداجویانی که چون کوفیان و حرامیان روز عاشورا هلهله سر دهند نیازی ندارد. و ننگ باد بر ملعونانی که مسبب حضور این حرامیان شدند که بر داغ و زخم همیشه تازه عاشورا نمک بپاشند.

و چقدر حقیر است آنکه خود را با حسین(ع)مقایسه میکند ,آنجا که در بیانیه آخر به مناسبت شروع ماه محرم میگوید"حسین (ع) زمانی به پا خاست که بازمانده‌ی دستاوردهای نهضت نیای خود را در معرض تندبادهای تمامیت‌طلبی تشنگان قدرت یافت. حسین (ع) می‌دانست که در این راه چه رنج‌های بزرگی در انتظار اوست: مفتیان مزدبگیر، او را به خروج از دین و ایجاد فتنه متهم خواهند کرد"
کوفه ی 1400 سال پیش هم خود را در جایگاه حق میدانست که عاشورا را رقم زد.
و چقدر حقیر است آنكه بدون وجه شبه تشبیه میكند و فكر نمی كند كه مخاطبانش چون خود او و اطرافیانش بدون علم نه حرف میزنند و نه گوش می دهند.
من نمی فهمم وجه شبه این جناب متوهم الفكر با امام حسین جز نام در چه چیز دیگریست؟ امام حسین (ع) برای احیای دین جدشان قیام كردند و در این راه به سنت پیامبر و قرآن پایبند بودند و خلاف آن عمل نكردند و حرف نزدند. اما این آقا، از امام دم زد و آراء امام را تأویل كرد و وارونه نمود. آنحضرت حرمت ناموس برایشان آنقدر مهم بود كه ناموس را ابزار تحقق اهداف خود نكنند . اما این آقا، ناموسش را در معرض دید نامحرمان به  شكل بدی قرار داد به خیال خام پیروزی.
امام حسین (ع) از ابتدا حكومت یزید را نامشروع دانستند و تن به بیعت با ایشان ندادند. اما این آقا با كاندیداتوری در انتخابات جمهوری اسلامی ایران، اعتراف به مشروعیت نظام نمود اما وقتی نتوانست در برابر اراده از ایمان برخاسته ملت ایستادگی كند شروع كرد به هذیان گویی.
امام حسین(ع) چون به كار و راهشان ایمان داشتند از ابتدا خود مستقیما وارد صحنه شدند. اما این آقا در گوشه ای امن خزیده و بیانیه صادر میكند و خواستار حضور جوانان مردم در خیابانهاست.این كار كه شجاعت نمیخواهد.
راستی شنیده ام یزید علیه العنةوقتی اقدام به قتال با حسین(ع) نمود مدام از مشاوره "سرجون" نامی از اهالی دیار كفر بهره مند بود. و این نام چقدر راحت برخی نامهای دیگر را برایم تداعی میكند؛ كاخ سفید، اسرائیل، بی بی سی، وی ا آ، ها آرتص، حلقه های فراری لندن نشین، گفتگوی تمدنها... .گویا انروزها هم عده ای هشیاری را توهم توطئه میدانستند كه"سرجون"ها شدند مشاورین خلیفه؟؟؟؟؟؟؟؟ 
اما اینبارعمر سعدها و شمرها و عبیدالله بن زیاد ها و یزیدیان  کور خوانده اند که کوفیانی پیدا شوند و پشت ولایت را خالی کنند.تاریخ عهد شکنی کوفیان دیگر تکرار نخواهد شد.
و چه زیبا گفت مدیر سایت آینده از ان حزب الله که"دشمنان بدانند حتی اگر از سرهایمان ,کوه ها بسازنند فرزندانمان هرگز در کتاب تاریخ خود نخواهند خواند که امام خامنه ای تنها ماند ! هرگز !
 بزدلانی که شعار یا حسین (ع)...میرحسین سر می دهند و اربابانشان كه از ترس فقط به صدور بیانیه و هارت و پورت بسنده کرده اند, بدانند که ورقهای كتاب تاریخ همیشه به یك نحو بر نمیگردد وما مثل مختار ثقفی نوشداروی بعد از مرگ سهراب نیستیم.
 رهبری مثل امام سید علی خامنه ای (اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم) در کنارمان است و معتقدیم  ابالفضل علمدار  نگهدارش است، حالا که تمام دشمنان و فتنه گران داخلی و خارجی پیمان برادری امضا کرده اند، ما نیز میثاق نامه ی شهادت و مبارزه تا آخرین قطره خون امضا کرده ایم.
پس ای دشمن خدا ! بجنگ تا بجنگیم

  • با تشکر از همکاری صمیمانه مهاجر عزیز

***************************************
به نقل از وبلاگ کنزالفقرا:

دوستان پرسیدند: "حاج آقا این صحبت رو كجا فرمودند".
باید خدمتتون عرض كنم كه روز عاشورا تو دانشگاه تهران.
 
*اما درباره توضیحات:
ایشون فرمودند(نقل به مضمون): گرفتند فقط به خاطر یه انتقاد از دستگاه قضا  وبلاگ یكی از بچه حزب اللهی‌هامون رو بستن! این چه كاریه آخه. ( یه لقب قشنگی هم به حاج حسین دادند)
اگر محاكمه نكردن سران فتنه مصلحت  سنجیه، ماها هم مصلحت سرمون میشه؛ اصلا از این ملت كی مصلحت سنج‌تره. محاكمه نكردنشون از روی مصلحت نیست از رو بی عرضگی تونه! چرا طرف باید به خودش اجازه بده بیانیه بده و حرف بزنه! از بی عرضگی تونه! ( البته گفتنیه جمعیت تكبیر می‌گفت، توپ)!
 یه پدری به من میگه حاج آقا خیابون انقلاب امن؟ امن هست بچه ام رو بفرستم دانشگاه؟ حقوقدان‌ها به من بگن ببینم جرم كسی كه امنیت جامعه رو بهم میزنه چیه؟ جرم كسی كه امنیت جامعه رو بهم میزنه، اعدامه؛ اعدام.
اصلا عدالت دستگاه قضا ما طوری هست كه دشمنان ازش بترسند؟ (جمعیت یكپارچه گفت: نه!!!!!!!!)
 من دارم میگم صبر این بچه تا یه حدی‌ها!!!!( اینجا دیگه صدای تكبیر مردم دیدنی و شنیدنی بود)
 
*البته حاج آقا یه چندتا تیكه آبدار به این آقایون مجلس هم انداختند كه ...
 
 *** حاج آقا تو این دهه اول محرم سخنرانی‌های طوفانی داشتند و معركه بود و اسم خیلی‌ها رو بردند  و گفتنی بعضی‌ها كه حرفای ایشون براشون سنگین اومده پیغام دادن سر بچه‌هات رو برات می‌فرستیم!
***************************************
به نقل از شبکه ایران:درست همان زمانی که سایت مشرق قربانی انتشار نوشته انتقادی حسین قدیانی شد، لینک نامه قدیانی در صفحه اول سایت "هاشمی رفسنجانی" خودنمایی می کرد اما گویا نتیجه متفاوتی برای این سایت رقم خورد.

حسین قدیانی به علت عدم دسترسی به اینترنت خواستار درج دو نکته شد: 


1. هر ده دقیقه یک پیامک به دست من می رسد که حاوی نام وبلاگ های فیلتر شده توسط قوه قضاییه است.


2. امام خمینی (ره) جمله معروفی دارند که می فرمایند: "بکشید ما را ملت ما بیدارتر می شود." این جمله خطاب به آمریکا، اسرائیل، استکبار و منافقین است نه قوه قضاییه!!!!!!!!!!!!!!!! 



وبلاگ عکاس مسلمان :www.ashouraeyan.persianblog.ir
وبلاگ آینده از آن حزب الله:www.24tir.mihanblog.com


***
حسین قدیانی از دادستانی تهران به محاکم قضایی شکایت خواهد کرد.

حسین قدیانی در تماس با وبلاگ نابودگر اعلام کرد پس از بازگشت از سفر از دادستان تهران به علت مسدودسازی سایت قطعه 26 بدون برگزاری محکمه شکایت خواهد کرد.

قدیانی در رابطه با مطلب نوشته شده در سایت الف خطاب به مدیرمسئول سایت گفت: این مسئله به شما ربطی ندارد که با قوه قضاییه در مورد من صحبت کنید. شما مسلما جزو خواص بی بصیرت نیستید اما من شما را از عوام بی بصیرت می دانم.
برای من خط مشی تعریف نکنید. در غیر اینصورت دفعه بعد پاسخ دیگری خواهم داد.


*** به نقل از خبرنگار مسلمان:
حسین قدیانی الان فکه است. برای مراسم ویژه روز عاشورا که در مقتل الشهدای فکه سالهاست با حضور بچه حزب اللهی ها برگزار میشود خودش را آماده می کند. او هر سال پای ثابت این مراسم است و امسال هم.

* مثل هرسال برای مراسم عاشورا در فکه هستم

حسین قدیانی گفت: امسال هم مثل هر سال برای مراسم روز عاشورا عازم فکه شده ام، پس کسی فکر نکند از ترس بازداشت فرار کرده ام.

* از دادستان تهران به دیوان عدالت اداری شکایت میکنم

وی افزود: من از آقای دادستان تهران شاکی هستم که چرا سایتهای و وبلاگهای حزب اللهی که به فرموده مقام معظم رهبری (یا به قول خودش حضرت ماه) را به صورت غیرقانونی و بدون هیچگونه هماهنگی با کمیته تعیین مصادیق که تنها مرجع قانونی صدور مجوز فیلترینگ است فیلتر کرده است.

قدیانی ادامه داد: به محض بازگشت از فکه به تهران، از دادستان تهران به دیوان عدالت اداری شکایت خواهم کرد.

* هیچ دیداری با دادستان تهران نداشته ام

وی تصریح کرد: شایعاتی شنیده ام که می گویند قدیانی با دادستان دیدار کرده است، این شایعات صحت ندارد و هیچگونه دیداری با ایشان نداشته ام.

* بی بصیرت ها حرف از وساطت نزنند

این وبلاگ نویس مطرح ارزشی، خاطرنشان کرد: دیده ام سایت بعضی آقایان که من آنها را "عوام بی بصیرت" می دانم، سخن از تلاش خود برای مذاکره با دادستان و وساطت در رفع مشکل به میان آورده ام؛ ما اصلا در مورد بصیرت این افراد حرفها داریم، پس آنها را مجاز به وساطت یا پادرمیانی نمی دانیم.



فعلا این شعبه قطعه 26 را داشته باشید.

مدیر محترم سایت آینده از آن حزب الله تا اطلاع ثانوی در وبلاگ قبلی خود به آدرس
http://www.24tir.mihanblog.com/ حضور خواهند داشت.
در صورت فیلتر مجدد این وبلاگ، آدرس جدید  به اطلاع خواهد رسید.
دوستان عزیز
وبلاگ اعتراضی به آدرس زیر منتقل شد.

 
طومار اعتراض به فیلتر قطعه 26 و احضار حسین قدیانی به دادسرا فیلتر شد.
منتظر آدرس جدید باشید.راه انداختن وبلاگ جدید کار چند دقیقه است.فیلتر از بعضی ها و وبلاگ جدید از ما.بسم الله

افتخاری دیگر رقم خورد و لکه سیاه دیگری بر پیشانی بعضی ها نقش بست:سایت آینده از آن حزب الله , دوئل, عکاس مسلمان, کنگاورنیوز فیلتر شدند.

انتشار سخنان حجت الاسلام روح الله حسینیان در  پی برخورد با حسین قدیانی در
جهان نیوز


به پیشواز توقیف دسته جمعی سنگرهای نبرد سایبری انقلاب؛

حمله!... نابودشان کنید!

برخیز ای چاووش شهر عشق،برخیز

غسل زیارت کن زنهر عشق، برخیز

بربند محمل را و برپا کن علم را

آواز دِه آواز عشّاق حرم را

هرکس که پیمان ولا دارد بیاید

هرکس هوای کربلا دارد بیاید

ساعت از 1:30 دقیقه بامداد گذشته بود که تلفن زنک زد. پشت خط حسین قدیانی بود که باز عصبی و بهم ریخته از زمین و زمان شاکی بود. گفت افرادی که خودشان را از دستگاه قضایی معرفی کرده اند، خواستار برداشتن یادداشت های اخیر او در حواشی مطالبه برای سران فتنه از رئیس قوه قضاییه، از روی سایت شخصی اش شده اند.اما ظاهراً قبل از شنیدن هرگونه توضیحی سایت را فیلتر کرده و کِرکِره را پایین کشیده اند!

صبح نشده شنیدم که خبرگزاری جدیدالولاده مشرق هم به سرنوشت پاتوق مجازی حسین گرفتار و به محاق تعطیلی رفته است. عجب روزی شد این روز ششم محرمی؛ نزدیک ظهر خبر رسید حسین را شفاهاً احضار کرده اند و به بچه های فعال و جگردار سایت دیگری هم که یک تنه در ایام فتنه پای کار انقلاب ایستاده بودند، اولتیماتوم داده شده تا ضمن رعایت ملاحظات! و پاره ای مصالح! دست از حمایت سایت هنری دوئل بردارند، وگرنه به سرنوشت رفقای ماضی شان مبتلا می شوند. تا غروب منتظر بودم، هنوز از توقیف و فیلتر شدن رجانیوز، و سایر سایت ها و وبلاگ های جبهه فرهنگی انقلاب خبری نیست. اما با این روال برای روزهای آینده باید منتظر ماند تا خامنه ای دات آی آر را هم فیلتر کنند!

این روزها برخی ها اخطار گرفتند و بعضی ها احضار! اما دسته ای ازآن بعضی ها هستند که مثل بعثی ها جنایت می کنند و راست راست راه می روند و گردن فرازی می کنند. حکم جلب هم دارند اما... بگذریم!

این روزها جوجه قارون های نوکیسه، همچون موشهای سکه خوار بیت المال، با سوءاستفاده از حلم و شکیبایی علی، در مسیر تهران – لندن – دوبی در تردّدند و رها و آزاد بر ساحل آرامش تفرّج می کنند، غافل از آنکه بزودی ضربت بکر حدید حیدری علی، بر فرق کج خیالی شان فرو خواهد آمد و شیرینی شراب مستی را به کامشان زهر خواهد کرد.

اصلاً ما را چه باک اگر همه سایت ها، وبلاگ ها، مجلات و روزنامه های منتسب به حزب الله عزیز را توقیف، تعطیل و یا فیلتر نمایند؟ فرزندان حیدر، همواره در انتظار محرم اند!

من با صدای رسا فریاد می زنم، مطمئن هستم این حرکت کور و شتاب زده  کار عوامل دشمن است، نه دستگاه قضایی کشور من ! قاضی القضات عاقل این آب و خاک، داناتر از آن است که سگ های هار را  رها کند و سنگ ها را بچسبد!

او فرهیخته است، باهوش است، زیرک است، در وسط این صحنه کار زار حلقوم سران فتنه ی در حال مرگ را رها نمی کند تا قلم خط نگهداران خط شکن جبهه فرهنگی انقلاب را بشکند. حساب عناصر خودسری که بر بلندای برج عاج نشسته اند و خود را رب الابل می دانند و به جای کل نظام و حکومت تصمیم می گیرند از پیکره ی دستگاه مؤمن قضایی ما جداست.

مگر می توان مقابل امواج خروشان و طوفنده این خیزش مردمی و انقلابی ایستاد؟ قرمان آتش مدت هاست صادر شده؛ با کوبیدن هر سنگر از این خاک ریز مقدس، به چشم برهم زدنی دهها سنگر جدید، خلق می شود.

آهای فرزندان عاشورایی امام عشق!

آهای همسنگران گمنام جبهه وسیع سایبری انقلاب !

در این نبرد نابرابر و نا عادلانه، یاران پاک باخته و غریب انقلاب از پا نمی نشینند، برق آسا و با شمشیری کشیده به صفوف متزلزل و متفرق منافقین یورش می برند. ما بودیم که درگیری های خیابانی را به نبرد سایبری کشاندیم و در این زمین کمر حریف را به خاک مالیدیم. ما فرزندان کربلاییم. فقط ریش نداریم، ریشه داریم!

شب و روزهای فتنه  را به خاطر آورید. کمربند ها را محکم ببندید. چیزی به 9دی نمانده. اینبار اجازه نخواهیم دادعاشورایی رخ دهد تا 9دی هایی آفریده شود!

ما زنده برآنیم که آرام نگیریم...

                                                                                                                                                                                      یاحق

کوچکترین سرباز سکاندار سفینه عاشورایی انقلاب

                                                                                                                                                                                        احسان محمد حسنی



قطعه 26 با استفاده از فیلترشکن قابل دسترس شد.

متن جدید آقای قدیانی در پی فیلتر شدن قطعه26 

این متن فردا در روزنامه ی وطن امروز چاپ خواهد شد

مرد خداجوی موسوی که سنگ پرتاب کرد، سر امام جماعت شکست. سر امام جماعت که شکست، قلب دخترکی که همین چند دقیقه پیش در تعزیه داشت، نقش رقیه را بازی می کرد، شکست. آشوبگر عاشورا که سوت کشید، قلب جانباز شیمیایی تیر کشید. آمده بود میدان جمهوری اسلامی تا نماز ظهر عاشورا بخواند. نشسته. از همان روی ویلچر. مقابل پایگاه مقداد که از همانجا عازم جبهه شده بود و امروز در سالگرد آشوب عاشورا، متهمین فرعی و اصلی پرونده فتنه 88 دارند راست راست راه می روند و این چنین است که آلوده تر از هوای تهران، حال و هوای عدالت است.

مونوکسید کربن، یعنی عدم محاکمه فائزه هاشمی. دود یعنی مهدی هاشمی. دی اکسید ازت یعنی آقازاده ها و ذرات معلق یعنی، همان که امروز ریه عدالت را این چنین آلوده کرده است... می خواستم در سالگرد آشوب عاشورا دل نوشتی بنویسم از همان یک صفحه ای های وطن امروز. آقایان قوه قضاییه اجازه ندادند. وقتی وبلاگم قطعه 26 را که آنجا "بابایم خامنه ای بود" برمی دارند و فیلتر می کنند، یعنی که ننویس! یعنی که از نظر دستگاه قضایی، تو مجرمی. من که نفهمیدم به خاطر نوشته هایم راست به حج فرستاندم یا کج به دادگاه؟ مرا باش که چقدر زور زدم تا ثابت کنم حاکمیت در این نظام دوگانه نیست، اما از قرار اشتباه می کردم. گویا اداره های جمهوری اسلامی، تاب همه چیز و همه کس را دارند الا اراده های پولادین انقلاب اسلامی. یک بار نوشتم؛ ظاهرا از نظر بعضی ها سران فتنه اسی سگ دست و علی قالپاق و ممد تپل بودند. گویا دستگاه قضایی تاب نامه های سرگشاده خواص بی بصیرت و بیانیه های هتاکانه سران فتنه را دارد اما تاب از گل نازک تر گفتن به  برادران لاریجانی را ندارد. با ماه در روزگار پس از فتنه عکس انداختن زیباست اما از آن زیباتر لااقل این است که وقت فتنه پرسه در مه نزنی. و من هنوز هم می گویم؛ یکی به نعل و یکی به میخ زدن خواص بی بصیرت از آنرو بود که فکر روزگار بعد از جمهوری اسلامی بودند و می خواستند در جمهوری اسلامی قلابی و نه انقلابی، پستی برای تکیه زدن و سمتی برای پز دادن داشته باشند.

حال قوه محترم قضاییه به کدام دلیل وبلاگ قطعه 26 را می بندند و به خاطر توهین وبلاگ فلان به امام عزیز و سایت بهمان به رهبر حکیم، کاری با این رسانه ها ندارد، لابد این را می رساند که از نظر دستگاه قضایی، خواص بی بصیرت منزلت و شانی بالاتر از همه حتی ولایت فقیه و مصادیق مبارک آن دارند. آیا جز این است؟ و اگر جز این نیست، این درد را به کجا باید برد؟ خداییش این همه در رسانه های خودی و غیر خودی علیه رئیس جمهور محبوب حرف زده می شود و توهین هایی روا می دارند که آدمی از بازگویی آن شرمش می شود اما ظاهرا نامه ای ولو صمیمی به بعضی ها در وبلاگی کوچک هم نمی توان نوشت.

این برخورد ناعادلانه با وبلاگ قطعه 26 تنها یکی از نمونه برخوردهای قوه قضایی با جوانانی است که رهبر انقلاب، "افسران جنگ نرم" خطاب شان کرد. چه بسیار که وبلاگ افسر جنگ نرمی را فیلتر کرده اند و مدیر وبلاگ، دستش به هیچ کجا هم بند نبوده. لابد در 8 سال دفاع مقدس هم به همین شکل، بعضی ها از رزمندگان دفاع مقدس در نبرد با بعثی ها حمایت می کردند؟! و لابد متاثر از همین حمایت های خاص از خط مقدمی ها بود که امام جام زهر نوشید! عجبا! سایت بالاترین نتواست قطعه 26 را هک کند اما قوه قضاییه توانست قطعه 26 را فیلتر کند! راستی، ما به چه کسی داریم می جنگیم؟ بعثی ها یا بعضی ها که از پشت خنجر می زنند؟ و راستی تر که چگونه است، جذب حداکثری شامل حال متهمی چون فائزه هاشمی و عفت مرعشی می شود اما شامل حال وبلاگ افسران جنگ نرم نمی شود؟! آیا حداکثر وظیفه دستگاه قضایی در قبال کسانی که در خط مقدم گوگل، از "خامنه ای. دات. آی. آر" و با کمترین امکانات پاسداری کردند، بستن وبلاگ شان بی هیچ محکمه و دادگاهی است؟ آیا مهدی هاشمی هم و دیگر مجرمین هم در این دستگاه به همین شکل محاکمه می شوند؟ وا اسفا که بعد از فتنه، تیع دستگاه قضایی بیشتر گلوی بسیجیان را لمس کرده تا حرامیان را. وا اسفا! که یک روز "کیهان" را می خواهند، دگر روز "وطن امروز" را، روز بعد "ایران" را و روز دیگر، "جوان" را و حالا هم سایت "مشرق" را می بندند و به راحتی آب خوردن فیلتر می کنند.

و متاسفانه وقتی وبلاگ قطعه 26 را فیلتر می کنند، آنقدر شهامت ندارند که در صفحه بالا آمده، یک کلام بردارند بنویسند که؛ "این وبلاگ با حکم قضایی فیلتر شده است". چطور ساعت یک و نیم نیمه شب نزدیک به شب عاشورا زنگش را می زنید، حکمش را هم لطفا بگذارید تا عموم بفمهند و ببینند که حق با "آوینی" بود؛ "در جمهوری اسلامی همه آزادند الا بچه حزب اللهی ها". و اما وقتی در قوه قضاییه ای که مهدی و فائزه هاشمی محاکمه نمی شوند، افتخار می کنم برای من به عنوان کوچک ترین بسیجی این نبرد 8 ماهه حکم جلب صادر می شود. خوشا به حالم؛ قوه قضاییه ای که کاری با زبان هتاک موسوی ندارد و به این کاری ندارد که او، امام را خطاکار و نظام را حکومت فرعونی خوانده، به راحتی آب خوردن زبان مرا در فضای سایبر می برد! القصه می نویسم چه شد تا همگان بدانند که ما حکومتی ها را چگونه برخورد می کند دستگاه قضایی. دیر وقت بود که شماره خصوصی افتاد روی موبایلم. از 2 ی نیمه شب، نیم ساعت کم. که می توانست باشد و چه کاری می توانست داشته باشد؟ جواب دادم. گفت: حسین قدیانی؟ گفتم: بفرمایید. گفت: بی زحمت نامه ای که در وبلاگ تان خطاب به آقای آملی لاریجانی نوشته اید، بردارید. گفتم: شما؟ گفت: از دادستانی زنگ می زنم. گفتم: از کجا معلوم؟ گفت: حکم دارم. می خواهی برایت حکم را ایمیل کنم. گفتم: فعلا با این اوصاف، نامه را برنمی دارم تا فردا که با دوستانی امین مشورت کنم. گفت: من محترمانه به شما می گویم که به نفع تان است این نامه را بردارید و نمی خواهم چیزی بر دست شما (بخوانید دستبند) ببینم!  گفتم: تا فردا حالا صبر کنید. گفت: اما شما فردا باید بیایی فلان جا. گفتم: حالا تا فردا.

این مکالمه تمام شد و نیم ساعت بعد وبلاگ قطعه 26 را فیلتر کردند و من چه خوش خیال، که فکر می کردم تا فردا مهلت دارم! نگو این مهدی هاشمی است که تا فردا و فرداها مهلت دارد، نه چون من یتیمی که بابایم خامنه ای است و مستاجر نیستم و خانه ام بیت رهبری است. و اما صبح آن روز، 3 شماره خصوصی دیگر زنگ موبایلم را به صدا درآورد. بی هیچ احضاریه ای دادستان مرا خواسته بود. نرفتم و گفتم: احضاریه بدهید تا بیایم. من هم حقوق شهروندی دارم مثل آشوبگران عاشورا و مثل سران فتنه. و بعد نه به آن سوی خط که به دوستانم و با زبان طنز گفتم: این احضاریه باید خالی از اشکال حقوقی باشد و فی المثل نام پدرم را درست باید قید کنند که دست بر قضا پدر من هم مثل بعضی ها "علی اکبر" نیست و البته "اکبر" خالی هم نیست؛ "شهید اکبر قدیانی" است. قوه قضاییه باید این کلمه "شهید" را حتما در برگه حکم جلب و احضاریه درج کند و اما من زندان جمهوری اسلامی را هم جای مقدسی می دانم. تا حاکم "علی" است این فقط راهپیمایی های ما نیست که حکومتی است. زندان رفتن ما هم حکومتی است. این جان من و این حکم دستگاه قضایی، که با من هر چه کند، فقط یک چیز می گویم؛ بابای ماست خامنه ای.

وبلاگ مخصوص به اعتراض به فیلتر سایت های ارزشی و قطعه 26 راه اندازی شد

http://ghadiany26.mihanblog.com


خدمت ریاست قوه قضاییه و دادستانی تهران بزرگ
با سلام و ابراز تاسف برای حضرات عالی
چه بد روزگاری شده این روزها.فتنه گران در خیابانهای تهران با چندین محافظ مشغول عیش هستند و به ریش مان می خندند ولی دستور فیلتر قطعه 26 صادر می شود!!!!!!
دانشمندان هسته ای بدون محافظ هستند و ترور می شوند ولی دستور فیلتر قطعه 26 صادر می شود.!!!!!!
شما هنوز اندر خم صدور حکم پسر آن خواص  هستید ولی دستور فیلتر قطعه 26 صادر می شود.!!!!!!
فائزه اراجیف گفتن هایش ادامه دارد ولی دستور فیلتر قطعه 26 صادر می شود.!!!!!!
آن یکی مفسد اقتصادی از داخل زندانهای این کشور مشغول فروش املاک خود است ولی دستور فیلتر قطعه 26 صادر می شود.!!!!!!
محمد نوری زاد از داخل زندانهای این نظام حرف مفت زیادی میزند ولی دستور قطعه 26 صادر می شود.!!!!!!
میرتوهم و شیخ بی سواد در بیانیه هایشان به رهبر عزیزمان توهین می کنند ولی دستور فیلتر قطعه 26 صادر می شود.!!!!!!
آن فتنه گران محکوم زندانی هر روز از داخل زندان بیانیه می دهند و تهدید میکنند ولی دستور فیلتر قطعه 26 صادر می شود!!!!!!!
هزاران پرونده ی در قوه قضاییه منتظر رسیدگی و حکم هستند ولی دستور فیلتر قطعه 26 صادر می شود.!!!!!!
پرونده کهریزک و کوی دانشگاه مدتها طول می کشد تا به سرانجام برسد ولی  دستور فیلتر قطعه 26 صادر می شود.!!!!!!
کلوتیدریس با قرار وثیقه از کشور خارج می شود و پشت سرش را هم نگاه نمی کند ولی دستور فیلتر قطعه 26 صادر می شود.!!!!!!
آن یکی فتنه گر از زندان این نظام موقتا آزاد می شود و فرار میکند ولی دستور فیلتر قطعه 26 صادر می شود.!!!!!!
بعد از چندین و چند سال بالاخره اسامی ذره ای  از مفسدین اقتصادی اعلام میشود برای بستن دهانمان ولی دستور فیلتر قطعه 26 صادر می شود.!!!!!!
ریاست قوه قضاییه و دادستان تهران بزرگ , چه زیبا و شجاعانه نشان دادید که آمادگی پذیرش انتقاد را دارید. و به راحتی می توانید فرق بین انتقادات دوست وشمن را بشناسید!!!!
به اطلاعتان میرساند تا وقتی که دستور رفع فیلتر قطعه26 صادر نشود, هر روز در وبلاگ همسنگرانم شاهد نامه اعتراض آمیز به عملکرد قوه قضاییه خواهید بود.

فوری فوری
مطلب فردای حاج حسین قدیانی برای روزنامه "وطن امروز" هم اکنون در سایت "آوینی"
قرار گرفته.
http://aviny.com/News/89/09/21/Delneveshte.aspx

اطلاعات بیشتر در
آینده از آن حزب الله
یادداشت حجت الاسلام روح الله حسینیان نماینده تهران پیرامون احضار حسین قدیانی به دادسرا(
کلیک کنید)

***************************************************

فوری:‌

در خصوص فیلتر شدن قطعه ۲۶ ، حاج حسین قدیانی، نویسنده ی انقلابی  قطعه ۲۶ (پربازدیدترین وبلاگ ارزشی) ، اعلام کرد  :معتقدم که اگر وبلاگ من فیلتر شده، معنایش این است که  حاوی مطالب مجرمانه بوده.فلذا اکنون  که از طرف  دادستانی  احضار شده ام ، از قوه ی قضاییه می خواهم  بنده را طی مراحل قانونی! بازداشت نماید !

*************************

متن سخنی صریح و صمیمی حسین قدیانی  با ریاست محترم دستگاه قضاییه که مطالبه ی همه ی ماست

جناب آقای آملی لاریجانی!
اگر اجازه دهید با احترام اما بی سلام نامه را آغاز کنم که این نامه من به شما نیست؛ ناله من از دستگاه قضاست و ناله را با شیون شروع می کنند نه با درود. پس چه سلامی و چه علیکی؟ و تا دیر نشده بسم الله!
ریاست قوه قضاییه!
این نامه را و در حقیقت این ناله را در حالی دارم مکتوب و فریاد می کنم که در “مسجدالحرامم” و دقیقا نشسته ام مقابل “رکن یمانی”. زادگاه امام عدالت پیشگان که شهید شدت عدل خویش شد. الحمدالله در چنین مکان مقدسی، یارای دروغم نیست و سخن جز به صداقت اما با صراحت نمی توانم بُرد که هر گاه چشم از این صفحه برمی دارم کعبه را خانه خدا را می نگرم و بیش از پیش وجود خدای داور را احساس می کنم. در چنین جایی بر خلاف وجدان، اگر هم بخواهم، توان حرف زدنم نیست. پس با دقت نامه ام را بخوانید و با همت مضاعف ناله ام را گوش کنید.
چند روز پیش و در همین حج و با سوء استفاده از اینترنت پرسرعت آل سعود و به مناسبت رد کردن شمارگان وبلاگم؛ “قطعه مقدس ۲۶″ از عدد یک میلیون بازدید، در قامت یک خبرنگار از دوستانم سئوالاتی مطرح کردم که یکی اش این بود؛ “از ۲۰ نمره، چه نمره ای به دستگاه قضایی می دهید؟”. متاسفانه و در کمال بدبختی، میانگین نمره ایشان به دستگاهی که ریاستش بر عهده حضرتعالی است، از عدد درخشان ۵ هم کمتر شد اما نه! اشتباه نکنید؛ نزدیک به ۶۰ عزیزی که در این گفت و گوی اینترنتی شرکت کردند، اعضای سایت بالاترین و جرس نیستند. این دوستان را اگر می خواهید بشناسید در یک جمله خلاصه کنم که؛ “ستاره های حضرت ماه اند” و در فتنه ای که گذشت در فضای سایبر، وبلاگ خود را سنگری برای پاسداری از “خامنه ای. دات. آی. آر” در خط مقدم گوگل کردند و با کمترین امکانات و بی هیچ حمایتی از جانب دولت و حتی حکومت، بدترین فحاشی ها و نارواترین اهانت ها به خودشان و پدر و مادرشان را در کامنت های دشمنان متحمل شدند و دل شکسته شاید، خسته هرگز، و فی المثل با دلی خون از عملکرد دستگاه قضایی، هنوز هم در هر فضایی پای کار انقلاب اسلامی اند. هم ایشان شما را همانطور که “آقا” گفته اند “دانشمندی جوان” می دانند اما شما یک شخصیت حقوقی دارید و یک شخصیت حقیقی. ما حتی اگر شما را عمار سیدعلی بدانیم لیکن به عملکرد شما به عنوان رئیس دستگاه قضایی نمره بدی می دهیم. کاش در اجتماع ۱۱۰ هزار نفری بسیجیان برگه ای توزیع می شد که شمایان چه نمره ای به دستگاه قضایی می دهید. شک ندارم بیش از همان نمره ای که اهالی پای کار قطعه ۲۶ به دستگاه قضایی دادند، نمی دادند. حقیقت این است که ملت ۹ دی و ملت ۲۲ بهمن از دستگاه قضایی ناراحت و عصبانی است. چرا؟ عرض می کنم خدمت تان در نکاتی. خوب دقت کنید.
۱- چرا “آقا” همچنان باید از فتنه بگوید و نیز از فتنه گران، اما شما نه؟ آیا شان چه کسی در نظام مقدس جمهوری اسلامی از رهبر بالاتر است. این آبروی ما که به برکت جوشش و حرکت دائمی خون شهدای این نظام است، کی و کجا باید خرج شود و ریخته شود؟ نه خون می دهیم، نه خون دل می خوریم، نه پول و نه آبرو و نه هیچ چیز دیگر. و اینگونه چرا و به کدام دلیل، رهبر انقلاب نباید “این عمار” بگوید؟ راستی که “این عمار” رهبر برای چه بود؟ چه کسانی کدام سنگرها را خالی کردند و تنگه احد را به تونل عافیت و وادی مصلحت فروختند، که چنین شد؟ “این عمار” رهبر یعنی که کوچکی مثل من و بزرگی مثل شما آنطور که باید به وظایف خود عمل نکردیم؛ وای بر من و وای بر شما. که هنوز هم و با گذشت این همه روز و این همه ماه، “حضرت ماه” بیش از من و شما مشغول “آه” کشیدن است؛ نمی شنوید؟ آیا شان شما از رهبر بالاتر است که سران فتنه را “میکروب سیاسی” می خوانند و شما همچنان مشغول نگه داشتن احترام سران فتنه اید؟ “آقا” جز به حکمت سخن نمی رانند. میکروب را از بدن باید درآورد. یعنی باید کُشت. چرا شما هنوز سران فتنه را اعدام نکرده اید؟ به کدام دلیل فقهی؟ چرا؟ موسوی برای بالا رفتن از چوبه دار دیگر کدام بیانیه را باید بنویسد و چه توهینی باید به رهبر بکند؟ وای بر من بچه بسیجی و وای بر شمای رئیس قوه قضا که موسوی نظام ما را که برآمده از خون شهدایی است که پدر من کوچک ترین شان بود، متهم به فرعونی گری می کند و ساکتیم. خدایا بر ما ببخش. شما بفرمایید جناب موسوی در آخرین بیانیه خود، چه چیز دیگری باید می نوشت که کک دستگاه قضایی ما بگزد؟ اینکه با رذالت تمام ادعا کنی؛ مولایی که خود را غلام قنبر علی هم نمی داند، “انا ربکم الاعلی” می گوید، آیا مستحق اندک تذکری از قوه قضاییه نیست؟ هزینه توهین به رهبر در این مملکت، از نظر جنابعالی به عنوان سکاندار دستگاه قضا چیست؟
۲- نمی خواهم بر شما جسارت کنم؛ فقط اُف بر من که ادعا می کنم بسیجی ام. تف بر من. موسوی رذل و خبیث که زنش لایق همان جایزه “سکس و فلسفه” مخملباف است، به نظام برخواسته از خون پدرم تهمت فرعونیت می زند، به رهبرم می گوید که ادعای خدایی دارد و من؟ انگار نه انگار. تف بر من. تف بر غیرت نداشته ام که بصیرت نامش نهاده ام. لعنت بر من اگر یک بار دیگر خود را فرزند حاج احمد متوسلیان بدانم که قسم می خورم همین رکن یمانی را همین شکاف کعبه را که اگر بود، سر از بدن موسوی و زنش جدا کرده بود و آن کاری که قوه قضاییه شما، شهامت انجامش را ندارد، انجام می داد. تف بر من. و اف بر شما که یک بار در رژیم شاه، در روزنامه اطلاعات، به امام، اهانت شد؛ آن زمان بیشتر سر و صدا شد که الان. چرا؟ چون یک مشت خواص بی بصیرت، فقط چفیه را در سفر با رهبر و نه در خطر با ولایت به دوش می اندازند. و از جمله این خواص بی بصیرت، یکی هم متاسفانه برادر خود شماست که در روزگار فتنه، پرسه در مه زد و همین که فتنه خوابید با ماه همسفر شد! چیست این که برادرتان می کند آقای آملی لاریجانی؟ چفیه را ایشان چند ماه دیر انداخت روی دوش. وقت فتنه، ریاست محترم مجلس شورای اسلامی کجا بودند؟ می دانید راز سکوت شان را؟ نکته بعدی را بخوانید.
۳- آقای آملی! می دانید شما کی و در چه صورتی جرئت می کنید که سران فتنه را دار بزنید؟ فقط در یک زمان. و آن زمان، زمانی است که شما جرئت کنید و اول، یک سیلی محکم بر گوش خواص بی بصیرت بخوابانید؛ جدای از بستگی قومی و خویشی و حزبی و سیاسی شان به خود. من یک سئوال دارم از شما. به چه حقی، اخوی تان به دیدار بسیجیان می رود و سخنرانی می کند؟ و به چه حقی چفیه بر دوش می اندازند؟ با چه رویی؟ ما که بر خلاف بعضی ها در فضا سیر نمی کنیم؛ “آقا” به چه کسانی گفتند “خواص بی بصیرت”؟ قالیباف که خودش مشهدی است و همشهری رهبر! محسن رضایی که زمان جنگ فرمانده بوده! علی لاریجانی که با “آقا” هزار تا عکس دارد که یکی اش را آقای هاشمی با امام نداشت! ناطق نوری که مکعب مستطیل نظام اند و چون روزی مالک اشتر علی بودند، احترام شان بر عمارعلی هم واجب! آن یکی که آن جور، این یکی هم که همچین. نکند رهبر منظورشان از خواص بی بصیرت، ما افسران جنگ نرم بودیم؟ یا نکند “آقا” مرادشان از خواص بی بصیرت، دانشمند فارین پالیسی، جناب کروبی بود؟ آیا ما با خودمان تعارف داریم؟ قوه قضاییه باید عده ای را مامور کند تا لااقل اجازه ندهند خواص بی بصیرت با رهبری عکس بگیرند و همسفری کنند. این که دیگر کف خواسته ما از شماست. و اما اینکه چرا برادر شما پرسه در مه زد ایام فتنه را؟ اول اینکه این پرسه در مه زدن را امیدوارم قبول داشته باشید و الا اصلا لزومی ندارد این نوشته را تا انتها بخوانید. چون در آن صورت، من و شما اصلا حرف همدیگر را نمی فهمیم. دیگر اینکه باید بپذیرید که از جمله خواصی که در فتنه ۸۸ بی بصیرتی کرد، اخوی شما بود. و رهبر، بی شک یکی از خواصی را که لااقل در ایام فتنه، بی بصیرت شان نام نهاد، هم ایشان بود. حال می دانید چرا علی لاریجانی در مه پرسه زد؟ این را در یک خط و نکته بعدی و بی هیچ اشاره اضافی می گویم.
۴- خواص بی بصیرت، جملگی از این ترسیدند که نظام اگر سقوط کرد، چه؟! بگذار جایی در رژیم بعدی در جمهوری اسلامی قلابی، و نه انقلابی داشته باشیم. ولله به همین خانه خدا قسم به همین رکن یمانی قسم، جز این نبود و همه چیز هم مختصر و مفیدش خلاصه در همین جمله می شود. به خون مطهر پدرم جز این نبود. خودتان هم می دانید که جز این نبود. و صد البته مطمئن تان کنم که این نوشته را این نامه من به شما را و این ناله من از دست شما را رهبر هم خواهند خواند. شک نکنید.
۵- این را هم جناب رئیس! مختصر و مفید بگویم؛ اگر شما با سران فتنه و با خواص بی بصیرت که به نظر ما از سران فتنه، منفورترند، تعارف دارید، ما در راه رهبرمان با احدی، حتی با خود حضرتعالی تعارف نداریم. قوه قضاییه بگوید سران فتنه را کی اعدام می کند؟ و اعلام کند که اگر در این کار گستاخی لازم را ندارد، ما حاضریم تک تک سران فتنه را رهسپار جهنم کنیم. آخر کاسه صبر ما لبریز شده است. اگر ما می خواستیم مثل خواص بی بصیرت مثل برادر شما از انقلاب اسلامی دفاع کنیم، به قرآن قسم تا به حال جمهوری اسلامی ده بار کفن پوسانده بود. ما اما مثل پدران مان از رهبر دفاع می کنیم. به همان شور و شری. اگر شما تاب بیانیه های دیگر موسوی را دارید، ما نداریم. ما بی تاب شده ایم دیگر از دست صبر شما.
۶- دستگاه قضایی لطف کند و کارنامه خود در قبال فتنه گران را اعلام کند. چند آشوبگر عاشورا توسط شما اعدام شد؟ الان رسیدیم به سالگردش. از این پس هر توهینی که موسوی به نظام مقدس جمهوری اسلامی بکند، ما از چشم صبر شما می بینیم. و چرا نبینیم؟ و اصلا چرا موسوی در بیانیه خود رسما و علنا چند قدم دیگر در فحاشی های خود به جلو برندارد؟ قوه قضاییه که با او با موسوی خوئینی ها با خاتمی با کروبی با عفت مرعشی با محسن هاشمی با فائزه هاشمی و با جمیع دون مایگان پست فطرت، کاری ندارد؛ من مانده ام از حجب و حیای سران فتنه! با این دستگاه قضایی، من مانده ام که چرا موسوی رسما به خون شهدا فحش نمی دهد؟ من مانده ام که چرا آشوبگران، دوباره تحرکی از خود نشان نمی دهند؟ با این دستگاه قضایی، چه بزدل اند سران فتنه! و چه بی جگرند آشوبگران عاشورا.
۷- لطف کنید و با ما چون شیوخ اهل نصیحت سخن نگویید. ما خود پیر شده ایم از بس در جوانی، پیرهن پاره کرده ایم. ما خود ذغال فروشیم؛ خواهش می کنیم به ما نفرمایید که؛ “آقا” گفته اند سران فتنه را کاری نداشته باشید، تا مردم، خود متوجه قضایا شوند. ما بسیجیان تخسی هستیم؛ لطفا اندرونی و بیرونی نکنید اخبار را. هیچ کس چون ستاره مَحرم راز ماه و اخبار ماه نیست. ما همه چیز را می دانیم. ما اینقدر می دانیم که در روز ۹ دی کیفر خواست سران فتنه را ملت نوشت و شما تاخیر کردید در اجرای عدالت. ما ملت پی به فرعونیت سران فتنه، پی به گوساله پرستی شان برده ایم. ما ملت ملتفت شده ایم که سران فتنه گوسفندی به نام سارکوزی را می پرستند. شما لطف کنید و سران فتنه را اعدام کنید. نترسید؛ آب از آب تکان نمی خورد.
۸- اینگونه مواقع مدعی باید دلیل اقامه کند. بله! می دانم؛ من اما مدعی نیستم. مدعی شما هستید. شما در مقام عمل و با صبر نابه جای خود ادعا کرده اید که حکم سران فتنه، تا به امروز، اعدام نبوده. غیر از این است؟ بفرمایید با کدام دلیل فقهی و قضایی و محکمه پسند تا کنون موسوی خوئینی ها اعدام نشده است؟ عذر می خواهم از شما. و معذرت می خواهم از همه خوانندگان این نامه… در کدام جماعت و در کدام مجمع مثلا روحانیون و بعضا با حضور منافقی چون خاتمی و به سرکردگی همین جناب خوئینی ها، گفته شد که؛ “ما این بار باید خامنه ای را از تخت پایین بکشیم؟”. خاتمی پشیمان شده یا موسوی و یا موسوی خوئینی ها و یا کروبی و یا عفت مرعشی؟ کدام شان پشیمان شده اند؟ اینها که همچنان همان راه فتنه را می روند. اما اگر شما بگویید خاتمی پشیمان شده، من به شما عرض می کنم؛ چون در مثل مناقشه نیست، شک نکنید که توبه گرگ، مرگ است. این اداها از نفاق این ملعون است و نه از پشیمانی او. منافق ترین سران فتنه همین خاتمی است. گول این ملعون را نخورید. و آیا جز این است که از اولین آمرین فتنه خانم عفت مرعشی بود؟ “بریزید در خیابان ها”، یعنی جناب آقای آملی! بریزید در خیابان ها و علی را از تخت پایین بکشید. چرا این زنی که آمر فتنه بوده، یعنی آمر محاربین بوده و یعنی آمر به قتل غلام کبیری ها و سایر شهدای بسیج بوده، و به کدام دلیل فقهی در دستگاهی که شما سکان دارش هستید، اعدام نشده؟ شما اعدام نمی کنید؛ توقع دارید این زن برندارد بگوید؛ از مهدی هاشمی به گرمی استقبال خواهد شد؟ با چه کسی تعارف دارید شما؟ با استوانه ها و مکعب مستطیل ها؟ اما ما با خون پدران مان تعارف نداریم. ما الکی این همه سال یتیمی نکشیده ایم. آقای آملی! موسوی در بیانیه آخرش به پدر من اهانت کرد، چون “بابای ماست خامنه ای”. من آن کس را که اهانت به بابااکبر کند در کامنت های وبلاگم، شاید بگذرم، اما از موسوی هرگز. دستگاه قضایی بفرماید کی و کجا موسوی را اعدام می کند، که من کارمند جمهوری اسلامی نیستم که نظم این نظام مقدس ببندد دست و پایم را. من فرزند انقلاب اسلامی ام و کاری به اصول قانون اساسی ندارم. اصول قانون اساسی برای من، خطوط وصیت نامه پدرم است. قوه قضاییه برای خودش بهتر است که سران فتنه را اعدام کند. صبر ما دیگر سر رسیده است.
۹- جناب آقای آملی! اگر تا پیش از این اعدام سران فتنه، خواسته از روی حقیقت ما از شما بود، از این لحظه به بعد، مصلحت نظام ایجاب می کند که بر اساس عدل و اصول فقهی و محکمه پسند (که ما نمی دانیم؛ شما که می دانید) سران فتنه را اعدام کنید. نیز باید خواص بی بصیرت را به هر گونه که صلاح می دانید، متنبه کنید که چفیه را لباس شهدا را لطف کنند و ندزدند. چفیه را برادر شما متاسفانه اشتباه گرفته با شال گردن. و با پوتین هم آقای قالیباف عکس بیاندازد، ما را فقط یاد “پوتین” می اندازد که جام جهانی بعدی قرار است در این کشور یعنی “روسیه” برگزار شود. حالا جناب آملی! هی این سبزها بردارند و بگویند “مرگ بر روسیه!”
۱۰- و آخر نکته؛ با خبر شدیم دستگاه قضایی بالاخره جواب استخاره اش را گرفت و شهلا جاهد را اعدام کرد. راستی یک سئوال که بیانگر عمق فشلی دستگاه قضاست و این البته فقط تقصیرش گردن شما نیست؛ اگر قرار بر اعدام این زن بر طبق نص صریح قصاص بود، چرا تا این همه کش دار شد؟ فقط قوه قضاییه می خواست همه دنیا را و همه جهانیان را از این موضوع باخبر کند؟ و سوژه دهد دست این و آن؟ آیا این اعدام می بایست به یک پروژه و یک پروسه برای دستگاه قضایی تبدیل می شد؟ و باز یک سئوال دیگر. آمدیم و آن دنیا همین شهلا جاهد جلوی شما را گرفت، که چرا من را عاقبت اعدام کردید اما سران فتنه را نه؟ جواب شما چیست؟ اگر این بنده مرحومه، آن دنیا یقه دستگاه قضایی را بگیرد که؛ چرا من اعدام شدم و فائزه و مهدی و عفت مرعشی اعدام نشدند؟ جواب شما چیست به عنوان سکان دار دستگاه قضایی؟ و مگر مادر شهید حسین غلام کبیری، بخشیده خانم عفت مرعشی را؟ و مگر ملت ۹ دی، این اولیای دم و این اولیای خونِ دل مادران و پدران چند شهید داده، بخشیده اند سران فتنه را؟ و مگر خامنه ای بخشیده سران فتنه را؟ شما متحیرم که از کدام کیسه دارید می بخشید؟ خامنه ای آنقدر مهربان و رئوف است که از حق خود بگذرد، اما از حق خون پدران ما و از حق خونِ دل ما، نخواهد گذشت مولای ما. لبیک به خامنه ای است اعدام سران فتنه. کوچکترین لبیک به خامنه ای است. لبیک بزرگتر به “حضرت ماه” کار ما ستاره هاست. آمریکا و اسرائیل جرئت دارند حمله کنند. مثل سگ از ما می ترسند. آمریکا و اسرائیل با ۲۰۰ کلاهک هسته ای با ۲۵۰۰ ماهواره جاسوسی، مثل سگ از ما می ترسند، شما ببین سران فتنه مثل چی از قوه قضاییه حساب می برند!
***

این نکته را اما مجزا می نگارم با تفکیک ۳ ستاره که در بالا آمد. می دانید چرا “آقا” شما را به جای جناب هاشمی شاهرودی بر این صندلی خطیر گماردند؟ چون شما علاوه بر عنصر فقاهت و دانشمندی، “جوان” هم هستید. یعنی به تناسب مسندی که بر آن تکیه زده اید، جوان هستید. جوان، نه به معنای خامی و ناپختگی، که به معنای انگیزه و شور بیشتر. مهمترین حکمتی که از انتصاب شما به این سمت، من برداشت کردم این بود؛ جوانان معمولا اگر هم بخواهند قربانی کنند، مصلحت را قربانی حقیقت می کنند. یعنی تشخیص مصلحت سنجان را قربانی عدالت می کنند. هیچ اندیشه کرده اید که چرا همواره “آقا” روی جوان بودن شما تاکید می کنند؟ و شما را فقیه جوان و یا اندیشمند جوان می خوانند؟ پیران را مصلحت سنجی رواست و جوانان را به عدالت طلبی شان می سنجند. در این مهم بسی اندیشه کنید جناب آقای آملی. آخر سخن و شاید به قصد مزاح. آن دیگر برادر شما “جواد” در فتنه نمره خوبی گرفت اما چفیه اش را این دیگر برادرتان می اندازد. ما و اخوان لاریجانی را داستان دور و دراز و پر رمز و رازی است. خداوند پدر فرزانه و حکیم تان را که حقا دانشمندی بی همتا و نمونه ای نادر از علمای اهل فضل بود، با “حضرت باقرالعلوم” محشور و مشهور کند. آمین. و از تحمل و سعه صدرتان ممنون. و اینک “والسلام” که در خود “سلام” هم نهفته دارد! علیک اش را می خواهید بگویید؛ سران فتنه را اعدام کنید.





محمد نوری زاد در زندان به اعتصاب غذای خشک دست زد تا به قول خودش در روز عاشورا, جنازه اش را بر سر نظام بکوبد.جناب بعضی , اگر مرد بود به اعتصاب مایعات رو می آورد تا اندکی معنی عطش و تشنگی  تا روز عاشورا را درک کند.نخوردن غذای خشک از نظر پزشکی مشکل چندانی ایجاد نمیکند .ولی از دست دادن مایعات بدن و جایگزین نشدن آن ,صدمات جبران ناپذیری به دنبال دارد.کاش بعضی به ایشان یادآوری کنند که اعتصاب جیره خشک جنازه بعضی را تحویل نمی دهد تا دل بعضی شاد شود.

قوه قضاییه هم مشغول آزاد کردن بعضی اصحاب فتنه و شاهد فرار آنها از کشور است.

فائزه هم بگذارید در شبکه های خارجی قوه قضاییه را متهم به پرونده سازی علیه برادر لندن نشینش بکند.گویا ساندویچ های بعضی کشورها خوشمزه تر است که بعضی از فرزندان آقای هاشمی بیشتر وقتشان را آنجا می گذرانند.

مهدی هاشمی هم از آنجا که شاگرد تنبل و درس نخوانی است , به توصیه بعضی حالا حالاها مشغول گذراندن دوره دکترا است.
حکم جلب بعضی به محض ورود به ایران  هم صرفا جهت گذاشتن بر در کوزه و نوشیدن آب کوزه توسط بعضی می ارزد.

شهرام جزایری هم با فروش اموالش از داخل زندان به ریش بعضی می خندد.


بعضی دیگر هم بزرگترین شکنجه ی زندان های این نظام را سرعت پایین اینترنت و نبودن توالت فرهنگی و استخر و سونا می دانند.


دیروز,امروز,فردا با وحید یامین پور ,به مزاق بعضی خوش نیامده و باز هم به بهانه پیروی از دستورات رهبری سر بعضی دوستان را با پنبه بریدند.
بعضی هم که با  انبوهی رازهای مگو سکوت کرده اند.

مثل اینکه برای بعضی برنامه ریزی برای ساعتهای پخش برنامه راز از شبکه دو و دیروز ,امروز,فردا از برنامه ریزی برای پخش زنده و همزمان چندین مسابقه فوتبال مشکل تر است.


بعضی هم گویا اصلاح شده و علت آلودگی هوای تهران را حرفهای احمدی نژاد در مناظره ندانست.هر چند سرش به امضا گرفتن از بعضی برای سوال از رییس جمهور در صحن مجلس گرم است.


مردم هم که در صف مقدم مبارزه با مشکلات و کمبودها سرشان گرم است تا بعضی مشغول رکورد زنی برای به حد نصاب نرسیدن حاضرین در صحن علنی باشند و به دستور العمل نظارت بر خود رای منفی بدهند,زیرا مجلس در راس امور است و بعضی حق ندارند بر کار بعضی نظارت کنند.پذیرش داشنجوی پولی هم که برای فرزندان بعضی تصویب شد.


  • از نیمه شب گذشته سایت قطعه 26 با مشکل مواجه شده و متاسفانه امکان ورود به سایت مقدور نیست.امیدوارم که این فقط یه مشکل معمولی و ساده باشد و ساعاتی دیگر رفع شود,تا باز برچسب بی بصیرتی و بی لیاقتی و نفهمی بر پیشانی بعضی معلوم الحال به خاطر مشکلات برای سایت نخورد.
  • متاسفانه شد انچه که نباید می شد.قطعه 26 به دستور قوه قضاییه و دادستانی تهران فیلتر شد.





در اوج پرواز , در آسمان خدا
ندا آمد
"که خوشا به حالت یا کریم "
ندا آمد" که سفری در راه است
مژده آن دل که زان آگاه است
یا کریم
قرعه به نام تو دیوانه زدند
جان از لب گیر , پرواز عشق آغاز کن
پرواز تا کربلا تا 6 گوشه عشق "
عقل و هوش همه از دست برفت
یاکریم امید این دارد که رخ یار را در واقعیت ببیند و دست و بال بر شش گوشه بیاساید
یا کریم پر پرواز به کربلا گشود
التماس دعا

  • سفرت بی خطر کربلایی.



ادامه یاکریم دلم هوای پرواز دارد


بر لب پنجره نشستم

و به تیک تاک قلبم ,فرمان شنود کلام دادم
کلامی که سوز و گداز قلب پیرمرد را حکایت می کرد
آه از جان برآمده او بر چهره ام, به حکم غم نقش می بست
پیرمرد از ابتدا , میانه و همین اواخر زندگی اش گفت. از شیرینی و تلخی ،از فقر و دارایی
حکایت کرد که با تمام وجودش به خدا توکل کرد
و سعی در تامین بهترین ها برای خانواده اش نمود
و حال که گرد زندگی او را پیر کرد و تنها کس باقی مانده اش یک پسر بود
به رسم نیک مردان ,تم اندوخته هایش را به پسر هدیه داد به امید دریافت یک ارزن محبت از پسر!
اینجا دیگر امانش بریده شد
آه به زار تبدیل گشت و هیچ نوایی آرام کننده نبود
قلبم می سوخت ,حتی نای پریدن نداشتم
ای کاش شاهد بی رحمی روزگار نبودم
ای کاش نمی دیدم پسری, پدری مهربان و پیر را همچون زباله ای درون کیسه از خانه حاصل دسترنج خود پدر ,بیرون انداخت
دلم هوای پرواز داشت
اما پرهایم توان پرواز نداشت
بانگ برآوردم "یا رب"

خورشید زمان تیره و تار گشت
گویی میدانی جلوی چشمانم پدیدار گشت
فتبارک الله احسن الخالقین
چقدر رعنا و رشید
چه زیباست
چه پیمبر گونه راه می رود و می خندد
 چه عظمت و معرفتی
آری او کس نمی باشد جز حضرت علی اکبر(ع)
چه فروتنانه سر بر آستان پدر می ساید
چه کرامتی می آفریند در برابر دیدگان پدر
ابهتی برای پدر در برابر دشمن عرضه می دارد که گویی تنها سکینه جان پدر است
پرده از جلوی چشمان می رود
دیگر تحمل ندارم
یا خدا
مگر نه اینکه شیعه علی هستند
مگر نه اینکه 1400 سال پیاپی حسین حسین می کنند
دم از عشق پدر و پسر می زنند
پس چرا پسران و پدران شیعه ندانند ره عشق از کدام سو است؟
خورشید نوا داد که "ای یا کریم
آرام باش که حسین غریب است
 و شیعه علی درک غربت ندارد
و یاریگر غربت است"



حسین(ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می‌آید...

ستار صاحب بزرگترین بنگاه ملک و ماشین شهر، یكماه تکیه راه می‌اندازد و خودش در روز تاسوعا سر مردم گل می‌مالد و ۱۱ ماه هم سرشان شیره!

 

حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می‌آید...

قدرت سامورایی! شب ها در تکیه لخت می‌شود و میانداری می‌کند و روزها مردم را لخت می‌کند و زورگیری ...!

 

حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می‌آید...

فرشید پوسترهای گلزار و مهناز افشار را از بساطش جمع می‌کند و آخرین ورژن! پوسترهای علی‌اکبر (ع) و حضرت عباس (ع) را در بساطش پهن ...!

 

حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می‌آید...

آقای صولتی تا پایان اربعین تمام پاساژش را سیاه می‌کند و تا آخر سال هم مشتری‌هایش را!

حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می‌آید...

قادر روزهای تاسوعا و عاشورا قمه می‌زند و علم می‌کشد ولی در ماه رمضان سیگار از لبش نمی‌افتد!

 

حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می‌آید...

سیامک چشم چران! که پاتوقش همیشه خدا نزدیک مدارس دخترانه است در دسته‌های عزاداری اسفند دود می‌کند!

 

حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می‌آید...

نیما پشت ماکسیمایش می‌نویسد "من سگ کوی حسینم" ولی هیچ وقت از چارلی! سگ ۱۱ماهه‌اش دور نمی‌شود!

 

حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می‌آید...

... مداح معروف شهر بابت ۷ ساعت مداحی حقوق 250 روز یک کارگر را می‌گیرد!

 

حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می‌آید...

جباری رییس شرکت لبنیات شیر تو شیر! ۳۰شب شیر صلواتی به خلق خدا می‌دهد و ۳۳۵ روز هم با اضافه کردن آب شیرشان را می‌دوشد!

 

حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می‌آید...

به جای آنکه ما بر مصیبت مولا بگرییم، مولا بر مصیبت ما می‌گرید!

 

حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می‌آید...

حاج آقا ...، ۹شب مردم را به تقوی دعوت می‌کند ولی در شب دهم سر زود پایین آمدن از منبر با هیت امنا دعوا می‌کند!

 

حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می‌آید...

هیت امنای مسجد ...علیه السلام! درست وقت اذان ظهر عاشورا اطعام عزاداران را شروع می‌کنند و بعد از آن با انرژی و فلوت! سینه می‌زنند و گریه می‌کنند !

 

حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می‌آید...

کل یوم عاشورا

یعنی...۱۰ روز و شب ...غم گریه

کل ارض کربلا

یعنی...چند مسجد و چند تکیه !

 

حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی خورشید عصر عاشورا غروب کرد

او هم می‌رود

تا سال بعد !

تا یاد بعد!

ایمیلی بود که به دستم رسید.متاسفانه منبعش رو نمیدونم.
قربون امام حسین که آبروی عزادارهاش رو نمیبره حتی وقتی میدونه بعضیها با چه نیتی اومدند ولی ای کاش خودمون حواسمون باشه



اول محرم ,چند سالیست که برایم رنگ و بوی دیگری دارد.از دست دادن عزیزی که منتظر ماند تا اذان مغرب اولین روز محرم سال...و چه غریبانه رفت.
سالهاست حسرت بر دلم  مانده که کاش آن روز آمده بودم.  ....جونم,دلم برات خیلی خیلی تنگ شده.سخته یادآوری خاطرات خوب کودکی و نوجوانی و دیدن جای خالی ات.روز اول محرم هر سال که نوای یا حسین (ع) از بلندگوهای تکایا بلند می شود ,خاطرات با تو بودن هجوم می آورند بر ذهنم که تمام تلاشش این است آخرین تصویرها از تو به یادش بماند.برای من که از وقتی به یاد دارم محرم های عمرم را با تو گذرانده بودم...
از لحظه های آخر بودنت در این دنیا برایم گفته اند: السلام علیک یا اباعبدالله/السلام علیک یا فاطمه زهرا(س)/السلام علیک یا صاحب الزمان  و تمام.   
...جونم,دلم برات تنگ شده.خیلی دوستت دارم.
یادش بخیر روزهای خوب با تو بودن.یادت گرامی و روحت شاد.
فاتحه ای نثار درگذشتگان که دستشان از این دنیا کوتاه است
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدالله رب العالمین....



خدا جون

سلام

حس قشنگی دارم وقتی به بالای سرم، دورو برم و همه وجودم که مملو از نور و وجود خداست سلام می کنم

وبعد از این معاشقه چند ثانیه که نه آنی

سلام به مولای زمان(عج)،که دیگه نپرس حالی بس لطیف دارد

با انبساط ذهنی یافته زسلام و صلوات

پرهایم قدرت اوج گرفت اما اینبار به کدام قسمت از این آسمان شیعه؟!

رهسپار باد سرنوشت، بال به دست باد دادم و چرخیدم تا اینکه

همهمه ایی مرا به سوی خود ندا داد!

از عشقبازی در عرش به فرش الهی آمدم تا جویای احوال ندای اعمال شیعه شوم.

ترسی در اول صبح توی این گوشه نمور و تاریک انتهایی کارخانه... حکمفرما شده بود!

چه خبره اول صبحی؟؟!!!!!

دستان لرزان کارگران سعی کردند نگاه غرولند کنان سرکارگر را به گونی درحال تکان خوردن هدایت کنند...

سرکارگر بعد از دیدن حرکت های گونی، خودش را جمع و جور کرد و گفت :خوب دیگه بازش کنید، شیر درنده که داخلش نیست تازه من هم پیش شما هستم و بعد چند قدمی عقب رفت!

در گونی باز شد...

جا خوردم کمی پریدم بالا، پیرمردی با حداقل پوشش که از شدت گرسنگی و سرما سیاه شده با شرمساری به ما رخ نشان داد!

یا مولا یا صاحب الزمان(عج)

این دیگر چرا؟ از این مردمان؟

شرمساری مرد بسیار و گریه بسان سیلی امان حرف زدن بریده، و من همین بس که شاهد رفتار بودم و علت را هنوز نشنیده.

دوباره بال گشودم نه به آسمان، به گوشه پنجره دفتر ریاست تا دریابم علت را!

تند شدن ضربان قلبم حاکی از ادامه ماجرا دارد...
یاکریم


  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   

همه پیوندها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic