حجت الاسلام والمسلمین محسنی سلام علیکم

1-      علت آن که این جانب به عنوان طلبه ای کوچک و محصل در دروس خارج فقه حوزه علمیه قم شما را به عنوان مخاطب این نامه سرگشاده انتخاب کرده ام ، حسن سوابق شما در دستگاه قضا و بردباری و طمأنینه ای است- که بر خلاف برخی از همکارانتان – از ویژگی های بسیار زیبا و منحصر به فرد در رفتار و شخصیت حضرت عالی سراغ دارم.

2-      درباره عملکرد گزینشی دستگاه قضا در برخورد با مفاسد اقتصادی و سیاسی نقدها و ابهامات بسیاری وجود دارد. نمونه آن ابهامی است که در سرنوشت پرونده مفاسد وزرای دولت های پیشین به چشم می خورد. توصیف مجموعه این ابهامات را می توان در این جمله کوتاه استفهامی خلاصه کرد که چرا در تمام این سال ها بر خلاف بسیاری از مسئولان قوای دیگر یا جریان های مختلف اجتماعی، هیچ یک از مسئولان عدلیه حاضر نشده اند در یک محفل آزاد دانشجویی به پرسش های صریح جوانان انقلابی پاسخ گو باشند؟ درست یا نادرست، این مسئله هر روز بر حجم سوءظن ها نسبت به این دستگاه می افزاید.

3-      یکی دوسال پیش، دادگاه ویژه روحانیت، طلبه عدالتخواه سیرجانی حجت الاسلام علی رضا جهانشاهی را به خاطر پیاده روی به سمت تهران، بازداشت نمود و با اتهام رفتار بر خلاف شئون روحانیت! به احکامی چون زندان، تبعید و خلع لباس !! محکوم کرد. این پرونده پس از گذشت چندماه از حبس این روحانی مجاهد ، درنهایت با دخالت مستقیم رهبر عالی قدر به سرانجام رسید. دادگاه ویژه ، مدتی بعد با اهمال منفعلانه ای که در مقابل حرمت شکنی روحانی نماهایی مانند هادی غفاری و یا دیگر روحانیون مؤثر در فتنه88 نشان داد میزان صداقت خود در حفظ شئون روحانیت را به اثبات رسانید. سنگین تر بودن اتهامات مرتبط با عدالت طلبی به نسبت جرائم اقتصادی و سیاسی، اعتماد مردم نسبت به سلامت بخش هایی از دستگاه قضا را به مخاطره انداخته است.

4-      صبح روز جمعه 27/3/90 همزمان با سفر محقق نشده هاشمی رفسنجانی به حرم عبدالعظیم حسنی - که در نهایت به خاطر احتمال واکنش های اعتراضی مومنان شهرری لغو گردید- طلبه غیور سیرجانی که یک سال را در حرم سیدالکریم به اعتکافی عدالتخواهانه نشسته بود به همراه سه دانشجوی میهمان خود دستگیر شد. شنیده ها حاکی است وی با چشم بند و دست بند (لابد بر اساس شئون روحانیت!) دستگیر شده و همراهان روزه دار وی نیز مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند. اگر این موضوع صحت داشته باشد با انصاف و ایمانی که در شما سراغ دارم مطمئن هستم شخصا این مسئله را پیگیری کرده و تا حصول نتیجه، از غصه هتک حرمت مومنان، خواب را بر چشمان خویش حرام خواهید کرد. دستگیری عدالتخواهان قبله تهران، یک روز بعد از میلاد امام عدالت و یک روز پیش از وفات راوی عدالت خواهان دشت کربلا، حاوی چشم انداز مثبتی در رویکرد دستگاه عدلیه نخواهد بود.

5-      بغض بعضی از مسئولان نظارتی حوزه و دادگاه ویژه نسبت به اقدام عدالت طلبانه این روحانی سیرجانی را بارها شاهد بوده ام. نمونه ای از آن نصف شدن میزان شهریه دریافتی وی در حوزه و اظهارات نسنجیده یکی از مسئولان قضایی در ماه گذشته بوده که پاسخ مبسوط آن را پیشتر قلمی کرده ام. موضع گیری های غضب آلود برخی مسئولان نشان می دهد در تمام مدت بست نشینی حجت الاسلام جهانشاهی، دستگاه قضا همواره در کمین وی نشسته بوده اما جایگاه اجتماعی ایشان به خصوص در نزد دانشجویان و جریان های فعال عدالت طلب، مانع از هرگونه اقدام توجیه ناپذیر مسئولان امر قرار می گرفته است.

6-      با کمال تأسف بزرگ نمایی غیرمنصفانه از جریان انحرافی – که به اذعان روز گذشته ریاست محترم سازمان بازرسی کل کشور حجت الاسلام پورمحمدی این جریان کوچکتر از آن است که این طور مورد توجه قرار بگیرد – فرصتی مغتنم را برای برخی فراهم ساخته تا هر نوع رفتاری را که به زعم خود نامطلوب می پندارند به آن جریان متصف ساخته و حریف را از میدان به در کنند. متأسفانه امروز کار به جایی رسیده است که اتهام وابستگی به جریان انحرافی فراتر از جرایمی چون فتنه گری، قتل و زنای محصنه باعث برائت جستن افراد و جریان ها قرار می گیرد. موقعیت شناسی زیرکانه مسئولان امر در ایراد اتهام وابستگی طلبه سیرجانی به این جریان باعث شد بسیاری از سایت های اصولگرا با واهمه از عواقب شوم این اتهام، اخبار اعجاب آور مربوط به دستگیری روحانی عدالتخواه را مورد حذف و سانسور قرار دهند.

7-      در مدت بسط نشینی حجت الاسلام جهانشاهی افراد مختلفی با ایشان دیدار کرده اند؛ چهره هایی مانند وحید جلیلی، حسن عباسی، سعید قاسمی، ابراهیم حاتمی کیا و انواع گروه های دانشجویی و حوزوی و حتی برخی از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی . زمانی که کوچکترین بحثی از جریان انحرافی نبود روحانی عدالت خواه حاضر نشد رییس دفتر رییس جمهور را به حضور بپذیرد. یکی از کسانی که مدت ها پیش به دیدار ایشان آمد آقای سیجانی بود که آن موقع هنوز حرفی از سی دی مستند ظهور بر سر زبان ها نیفتاده بود . در اقدامی ناباورانه ، تصویر دیدار سیجانی با روحانی سیرجانی تنها مدرک ارتباط این روحانی مبارز با سازندگان مستند ظهور قرار گرفته است. جالب است بدانید – که می دانید- اغلب مسئولان ارشد امنیتی کشور در تماس با مرتبطین خود ارتباط حجت الاسلام جهانشاهی با این مستند جنجالی را به شدت مورد تردید قرار داده اند چه این که در تمام مدت بازداشت و بازجویی از کارگردان آن مستند ، اصلا اشاره ای از ارتباط با حجت الاسلام جهانشاهی به میان نیامده بود. توهین یکی از بسیجیان شهرری به فائزه هاشمی- به رغم اعتراضات انفجار آمیزی که نسبت به عمکرد خاندان فتنه وجود دارد- نیز مورد تأیید علی رضا جهانشاهی نبوده است.

8-      نام محمد جواد اکبرین را شاید شنیده باشید . دوست طلبه ما بود که در دوران حاکمیت اصلاحات ، انتقادی را به جا یا نابه جا نسبت به یکی از علمای جنجالی قم و نیز مسئولان وقت قضایی مکتوب کرده بود . وی نه تنها دستگیر و بازداشت شد بلکه شهریه او که تنها باریکه ارتزاق طلاب است برای همیشه قطع گردید. یکی از دوستان مشترک برای پادرمیانی در خصوص وصل مجدد شهریه نزد مدیریت وقت حوزه علمیه رفت. آن بزرگوار در پرخاشی غضب آلود گفت : شما از طلبه ای دگر اندیش حمایت می کنید ؟!! ضعف ایمان و سستی انگیزه های دینی اکبرین باعث شد تا وی بعد از مدتی جذب ضدانقلاب شود و با فرار از کشور در تریبون های صهیونیستی به تبلیغ و اهانت بر ضد نظام و روحانیت بپردازد. دوسال پیش روحانی نمایی در قم به جرم کلاهبرداری دستگیر و روانه زندان شد. فرزندان ناموجه وی را هر ماه در صف شهریه مراجع عظام زیارت می کردم! دوستی تاب نیاورد و به مسئولان نظارتی حوزه اعتراض کرد . مسئول مربوطه پاسخ داد آن بابا مجرم است همسرش چه گناهی کرده که منبع معاشش را قطع کنیم؟!!!!

البته جهانشاهی از لحاظ ایمان، استقامت و ولایت پذیری با بسیاری از مدعیانی که تا به حال در جای جای این کشور دیده ام قابل مقایسه نیست. اما غرض آن است که دردمندانه باید گفت مدتی است کارخانه ضدانقلاب سازی باندهای قدرت نفس جوانان آرمان گرا را به تنگ آورده است . مدت هاست که با احساس سرنگونی فتنه 88 و اتمام تاریخ مصرف خط مقدمی ها و کتک خورهای انقلاب ، به هر بهانه ای شاهد برخوردی عجیب در ریشه کن سازی حرکت های عدالت خواهانه هستیم. البته این شِکوه منحصر به یک دستگاه یا یک جریان سیاسی نیست؛ درد دلی است که بغض فرو خورده پیش مرگان ولایت را در خود گنجانده است. امیدوارم همه صاحب مسندان نظام با اتخاذ تدبیری عاقلانه و نه از باب شکم سیری و بی نیازی به ولی نعمتان انقلاب، در حفظ سرمایه های استراتژیک جبهه جهانی اسلام کوشا باشند. التماس دعا



دو سال از 22 خردادی که  خلق کردیم میگذرد.هر چند عده ای شیرینی حضور حماسی ملت را کمی تلخ کردند ولی 22 خرداد آنقدر شیرین بود که برای همیشه به آن افتخار کنم.
افتخار حضور 85 درصد از واجدین شرایط در یک انتخابات برای همیشه ماندنی است.


بچه های سن و سال پارسا معمولاً نگاهشان به آدم ها از دو حالت خارج نیست. یا سیاه یا سفید!
از نظر بچه های در سن و سال پارسا، آدم ها و شخصیت های کارتون ها و قصه ها به همین دو دسته تقسیم می شوند. یا آدم خوبه هستند یا آدم بده.
آدم خوبه اصلا کار بد نمی کند و بالعکس. آدم خوبه حق اشتباه ندارد. همیشه باید کارهای خوب انجام بدهد. تا کوچکترین کار اشتباهی از شخصیت مثبت سر بزند، ذهنش مشغول می شود و مدام از شما خوهد پرسید "اگه اون آدم خوبی بود پس چرا این کار رو کرد؟" و همین هم ممکنه سبب بشه اونی که تا حالا قهرمان بچه هایی مثل پارسا بود تبدیل به آدم بده ی داستان بشه. گاهی توضیح دادن هم مفید نخواهد بود. هر چقدر برایش توضیح بدهی که " عزیزم! آدم های خوب هم گاهی اشتباه می کنند ولی این اشتباهات دلیل نمیشه که دیگه آدم خوبی نباشه." ده بار هم که توضیح بدهی باز برای بار یازدهم خواهد پرسید "پس چرا اون کار بد رو انجام داد؟"
یک وقت هایی هم می شود که شخصیت مثبت داستان کاری انجام می دهد که از نظر ما بد است ولی چون آدم خوبه این کار رو کرد پس کار خوبی است و البته در مورد شخصیت بد هم پیش میاد. یکی که آدم بدیه کار خوبی انجام میده ولی چون از آدم بده این عمل سر زده پس بد است.

* یک توصیه دوستانه و اینکه اگر در کنار بچه های همسن و سال پارسا قصد دیدن سریال یا برنامه ای دارید حتما خودتون رو برای پاسخ گویی به سوال این آدم خوبیه یا بد برای  چند دهمین بار آماده کنید. *

حکایت بعضی از ماها که مثلا بزرگ شدیم هم همینه. گاه نگاهمون به آدم ها مثل بچه ها میشه. سیاه و سفید!
هیچ حق اشتباهی رو برای آدم خوبه قائل نمیشیم و اگر خدای ناکرده کار اشتباهی ازش سر بزند برای بار چندم خواهیم پرسید که این آدم خوبیه یا بد و حتی به خوبیهای گذشته اش هم شک می کنیم.
از یکی کینه داریم و ازش خوشمون نمیاد به هر دلیلِ منطقی و غیرمنطقی. اگر این شخص کار مثبت انجام بده چون ازش خوشمون نمیاد پس کارش بده.

قد کشیدیم و بزرگ شدیم ولی هنوز یه جاهایی که باید مثل بزرگ ها رفتار کنیم، بچه بازی درمیاریم.

همه ی این ها رو گفتم که ربطش بدم به مسائل سیاسی این روزهای کشورمون. الحمدالله فراوان از این مثلاً بزرگهایی پیدا میشوند که هنوز بچه اند.



با غروب تو

درختان سبز رویاهام، با غروب تو به زردی گرائید.

اماما!

آن گاه که از پس دیوارهای بلند کودکی ام

گرمای دستانت را احساس کردم

آن گاه که بر بال فرشتگان نشستم

و به دور قاب عکست طواف کردم

آن گاه که با فهم کمم

کلام پرمهرت را درک کردم

آن گاه که می خواستم از بهشت سخن بگویم

تو را در آن می دیدم

آن گاه که عکس تو را بزرگ ترین گنج دنیا می دانستم

آن گاه که نمی دانستم و نمی فهمیدم که تو کیستی، ولی با این حال، عاشقت بودم

و آن گاه که دیدار تو، بزرگ ترین آرزویم بود،

شنیدم که می گفت: «روح خدا به خدا پیوست»

نفهمیدم

نفهمیدم چه شد

تا آن وقت که لرزیدن شانه های مادرم

و اشک های پدرم

راز تو را برایم فاش کرد

و آن هنگام بود که چشمم بر عکست دوخته شد

و آن هنگام، غریبی خود را حس کردم

آن هنگام که فهمیدم

به بزرگ ترین آرزویم

که دیدار تو بود

دست نخواهم یافت

سخت پریشان شدم

آن هنگام که جسم بی جانت را

از پشت شیشه های تلویزیون دیدم

و بوسه بر آن زدم

آن هنگام، تنهاترین بودم

و آن هنگام، دانه های بلورین اشکم

غریبانه بر زمین ریختند

اما اینک مردی دیگر از قبیله سبزت، هادیمان شده است

باز هم نور چشمانت را در نگاهش می بینم

امام! نمی دانی چه عاشقانه از تو سخن می گوید!

او تنها نیست

ما همه با او هستیم

امام!

ما با تو پیمان می بندیم

و به خون شهدا

و به خط سرخ حسینی

قسم می خوریم

که تا آخرین لحظه

در رکابش خواهیم ماند

ما با تو پیمان می بندیم

که هیچ گاه تنهایش نگذاریم

و تا ظهور سبز مولایمان

بقیة اللّه الاعظم، با او باشیم.

و هر گاه که سجاده مان را سجده باران می کنیم

دست به سوی آسمان بلند می کنیم

و این ندا را سر می دهیم که

اللهم احفظ قائدَنَا الخامنه ای

و در آن لحظات ملکوتی

با شنیدن صدای آمین کبوتران سپید حرمت

سرشار از شوق می شویم

امام جان!

از شما می خواهیم

یادی از عاشقانتان در این کره خاکی کرده

و برای هدایت همه ما دعا کنید!


سید امیرحسین فاطمی


فلان جا یه ساختمون تخریب شده. جریان انحرافی دست داشت.
فلان جا یه سوسکی داشته تلاش میکرده خودش رو برسونه به در فاضلاب، جریان انحرافی مانع شد و تلاش این سوسک را ناتمام گذاشت.
برادران! خواهران! سروران! ایهاالناس!
حواسمون باشه این همه نقد به جا و بی جا، از مشایی و جریان انحرافی یک مظلوم نسازه.
هر حرکت و عملی رو به جریان انحرافی ربط ندهیم.
کمی بیشتر دقت کنیم تا از مجرم احتمالی یک مظلوم نسازیم.


مامان پارسا: پارسا جونم میدونی چند روز دیگه روز مادره؟
پارسا: بله!
مامان پارسا: آفرین.میدونی که این روز, روز تولد حضرت فاطمه (س) مادر امام حسین هست؟ روز مادر هم همین روزه.حالا بگو ببینم میخوای به مامانت چی هدیه بدی؟
پارسا: روز مادر سه روز دیگست.الان نیست!
مامان پارسا: خب سه روز دیگه که شد میخوای چه هدیه ای به مامانت بدی؟
پارسا: مامانی!روز مادر سه روز دیگه نیست.پنج روز دیگست!!
مامان پارسا: پسر گلم!خب 5 روز دیگه که شد چه هدیه ای میخوای به مامانت بدی؟
پارسا: هنوز از 5 روز هم بیشتر مونده تا روز مادر!!!!
مامان پارسا: پارسا جونم! حالا هر وقت که روز مادر شد چه هدیه ای میخوای به مامانت بدی؟
پارسا: مامان جوووووووووون! به نظرت برای روز مادر عروسک لاک پشت های نینجا بهت هدیه بدم خوبه؟فکر خوبیه.مگه نه؟!!!!!!!!!!
مامان پارسا: ای ناقلا!
یعنی با ایده پارسا کلا دهان مامان پارسا برای گفتن هر حرفی بسته شد.

پسر گلم چه هدیه بدی و چه هدیه ندی,مامان همیشه دوستت داره.مهترین هدیه برای مامانت سلامتی و موفقیت شماست.همیشه موفق و سلامت باشی عزیز دلم




همه پیوندها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو