به قول معروف هزار بار بین جمع دوستان و خانواده گفتم که خدااااااااااا نیاره روزی رو که خدای ناکرده، زبونم لال، روم به دیفال، مرد خونه بیمار بشه حتی در حد یک سرماخوردگی و گلودرد :))
واکنش و عکس العمل آقایون رو خانمهایی که خدای ناکرده همسر یا پدرشون بیمار شده بهتر میدانند
 هیچ وقت نمیتونم درک کنم آستانه تحمل درد آقایون رو 
واقعا اوضاعی داشتیم اگر بخش ناچیزی از دردها و بیماری هایی که خانمها در طول زندگی متحمل میشوند را آقایون محترم حتی برای یک روز تجربه میکردند 
 
لطفا این نوشته به کسی برنخورد. اگر هم برخورد دیگه کاریش نمیشه کرد.

پی نوشت:
 همسر عزیزتر از جان که خودت میدونی چقدر برام ارزش داری، هزار بار اینها رو گفته بودم و شما هم شنیده بودی، برای هزار و یکمین بار گفتم تو وبلاگ هم بگم.   خودت هم میدونی که مخلصیم و ارادتمند و دوستدار همیشگی شما 





 ببعی (عروسک مورد علاقه اش)  رو خوابونده کنارش. به من میگه شما هم بیا کنارم بخواب. 
از وقت خوابش گذشته و گل پسر همچنان مشغول کار گرفتن مخ بنده و سوال پرسیدن. همین که دهنم رو وا میکنم که بهش بگم "عزیزم بخواب دیگه!" تو چشمهام نگاه میکنه و میگه " بزغاله بخواب! "
و من مات و مبهوت نگاهش میکنم. خودش توضیح میده این (اشاره به عروسکش)  که ببعی هست و شما هم میشی بزغاله دیگه. 
نمیدونستم بخندم یا اخم کنم. خودش که ریسه رفته بود از حرف خودش. اسب و الاغ که شده بودیم جهت سواری دادن به گل پسر ولی افتخار بزغاله شدن نصیبم نشده بود که حالا شد.




همه پیوندها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic