...

از بزرگترین دغدغه هام تو نوشتن انتخاب عنوان مناسب برای متن هست.
به همین دلیل زین پس تمام عنوان های پست های این وبلاگ ... میباشد مگر در موارد نادر.
باشد که این ... کمکی کند به زود آپ شدن اینجا


امتداد:بهشت زهرا هم می روید؟
حاج بخشی: بله! بهشت زهرا(س) که می روم،داد می زنم: آی بچه ها! بلند شوید.شهدا! حاج بخشی آمده.بلند شوید،بدوید.
هنوز هم عین دوکوهه باهاشان حرف می زنم.

تو بخشی از خط مقدم نبرد بودی،
بخشی از حاج احمد،
بخشی از ایستگاه صلواتی،
بخشی از برادران دستواره،
بخشی از حسینیه حاج همت،
بخشی از «دوکوهه»،
بخشی از «حمید»،
بخشی از حزب الله…
و به ما یاد دادی «ماشاء الله حزب الله» ۲ بخش است؛ بخشی را شهدا با خون خود گفتند و مابقی را ما باید بگوییم.
نترسیم، محکم بگوییم. ایستاده بگوییم و ایستاده بمانیم و ایستاده بمیریم…







یک اربعین از عروج شهید تهرانی مقدم و همراهانش میگذرد. دشمنان چقدر ذوق کردند از شهادت ایشان.
اما این مملکت خدایی دارد و امام زمانی که هوایش را عجیب دارد. هنوز چهل روز از رفتن شهید تهرانی مقدم نگذشت که به دنیا نشان داد ایمان و اراده از جوانان این مرز و بوم تهرانی مقدم ها ساخته است. شکار هواپیمای جاسوسی و کورکردن ماهواره جاسوسی اثبات ادامه راه شهدای روز عید ولایت بود.
گویا دنیا فراموش کرد این مملکت جوانانی داشت که 22 بهمن 57 را آفریدند، سوم خرداد را آفریدند.
این مملکت جوانانی دارد که 9 دی را آفریده و پوز دشمنان را به خاک مالیده است.
نه دی فقط یک روز نبود، هشدار بود، هدف بود، آرمان بود، تعهد بود، تجدید بیعت بود. شعارهای نه دی صرفا شعار نبود. شعار بود همراه با شعور یک ملت
شعاری که با شعور سر داده میشود را کسی جلودار نیست
در روزهایی که بعضی ها از ترس حمله اسرائیل و آمریکا به کشورمان شلوارشان را خیس کرده بودند، به دنیا نشان دادیم نسل نه دی مرد عمل است نه شعار.


بعضیا میرن تهران به همه زنگ میزنن دنبال پایه میگردن برن بیت روضه، به ما زنگ نمیزنن که دنبال پایه میگشتیم بریم بیت!

از کامنتهای خصوصی ای بود که خییییییلیییییییییییی دلم رو سوزوند. 
یک درصد هم تصورش رو نمیکردم که بتونی بیای  حسرت رفتن به بیت تو دلم موند...


به قول معروف هزار بار بین جمع دوستان و خانواده گفتم که خدااااااااااا نیاره روزی رو که خدای ناکرده، زبونم لال، روم به دیفال، مرد خونه بیمار بشه حتی در حد یک سرماخوردگی و گلودرد :))
واکنش و عکس العمل آقایون رو خانمهایی که خدای ناکرده همسر یا پدرشون بیمار شده بهتر میدانند
 هیچ وقت نمیتونم درک کنم آستانه تحمل درد آقایون رو 
واقعا اوضاعی داشتیم اگر بخش ناچیزی از دردها و بیماری هایی که خانمها در طول زندگی متحمل میشوند را آقایون محترم حتی برای یک روز تجربه میکردند 
 
لطفا این نوشته به کسی برنخورد. اگر هم برخورد دیگه کاریش نمیشه کرد.

پی نوشت:
 همسر عزیزتر از جان که خودت میدونی چقدر برام ارزش داری، هزار بار اینها رو گفته بودم و شما هم شنیده بودی، برای هزار و یکمین بار گفتم تو وبلاگ هم بگم.   خودت هم میدونی که مخلصیم و ارادتمند و دوستدار همیشگی شما 





 ببعی (عروسک مورد علاقه اش)  رو خوابونده کنارش. به من میگه شما هم بیا کنارم بخواب. 
از وقت خوابش گذشته و گل پسر همچنان مشغول کار گرفتن مخ بنده و سوال پرسیدن. همین که دهنم رو وا میکنم که بهش بگم "عزیزم بخواب دیگه!" تو چشمهام نگاه میکنه و میگه " بزغاله بخواب! "
و من مات و مبهوت نگاهش میکنم. خودش توضیح میده این (اشاره به عروسکش)  که ببعی هست و شما هم میشی بزغاله دیگه. 
نمیدونستم بخندم یا اخم کنم. خودش که ریسه رفته بود از حرف خودش. اسب و الاغ که شده بودیم جهت سواری دادن به گل پسر ولی افتخار بزغاله شدن نصیبم نشده بود که حالا شد.


25 مهر ،تولد شش سالگی پارسا بهانه ای شد تا به آرشیو عکس های پارسا سری بزنم.نمیدونم چرا چند وقتی بود که سراغشون نرفته بودم.نمیتونم وصف کنم احساسم رو وقتی نشسته بودم و یکی یکی عکس ها رو با لذت وصف ناشدنی نگاه میکردم.
تولد شش سالگی گل پسرم به درخواست خودش بین دوستانش در مهد برگزار میشه.

لینک چند تایی عکس از شش سال پیش تا حالا میذارم ،اگر خواستید نگاهی بیندازید.






ساعت 6:30 صبح امروز بابا زنگ زد و خبر فوت مادربزرگم رو داد.
عجب روز عید ماندگاری شد برامون
دیدار مادر و پسر بعد از 26 سال باید خیلی دیدنی باشه
خدایا برای داده و نداده ات شکر
 
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.بسم الله الرحمن الرحیم.الحمدالله رب العالمین...


شاید یه زمانی  ما هم موقع سرماخوردگی که بینی خوشگلمون کمی درد میکرد و میسوخت، با آه و فغان و زاری همراه با گریه های پر از اشک به مامانمون میگفتیم: "حالا من چی کار کنم که بینی ام درد میکنه و فردا نمیتونم با بچه ها بازی کنم؟ ای خدااااااااااا حالا من چطوری وقتی بینی ام درد میکنه تو مهد نقاشی بکشم؟ چطوری کارتون نگاه کنم؟"
و شاید مامانمون با کلی بدبختی راه حل پانسمان بینی رو کشف میکرد برای آروم کردن ما.
تو پزشکی یه اصطلاحی داریم به اسم پلاسبو (دارو نما)، پانسمان های با چسب نواری و دستمال کاغذی برای گل پسرم نقش پلاسبو رو داره


17:30 شروع کلاس 
17:10 همچنان مشغول بازی
17:15 تذکر مادر خانم برای حاضر شدن و رفتن به کلاس
17:20 تشریف میبرند وضو میگیرند برای ادای فریضه واجب نماز 
17:25 تذکر مادرخانم برای تمام کردن نماز و آماده شدن برای رفتن به کلاس
17:27 خطاب به مادر خانم:" شما دلت میخواد من تند تند نمازم رو بخونم و زود تمومش کنم؟ خدا نمیگه چرا اینجوری نماز میخونی؟ اینقدر میگی عجله کن که نمازم رو کامل نخوندم."
17:30 عذرخواهی مادر خانم از گل پسر بابت تذکر خدا نپسندانه و منت کشی جهت رفتن به کلاس
 
قابل ذکر است که مادر خانم برای گل پسر از نماز اول وقت سخن ها گفته اند
این نماز خواندن هم مثل خوردن مجدد شام 5 دقیقه قبل از ساعت خواب هست که بعد به مادر خانم تذکر دهند"مگه شما نگفته بودی آدم بلافاصله بعد از غذا نباید بخوابه ؟"

 


به اسم برنامه ی کودک، هر موسیقی ای را پخش می کنیم .
پسر نازنین من که صبح های جمعه دائما مشغول حرکات موزون و ورزش دست و پا به روش خودش می باشد.
دست برنامه ی کودک درد نکنه که به طور صحیح ورزش رو به فرزندان ما آموزش میدهد.


شونصد تا مدیر بانکی و غیربانکی برکنار بشه یا استعفا بده مهم نیست.
مهم اینه که با متخلفان چه برخوردی خواهد شد تا درس عبرتی باشد برای سایرین و کمی هم بازگرداندن اعتماد مردم.

عالیجنابان قوه مجریه و قوه قضاییه شما را به خدا قسم لطفا لطفا لطفا با مردم صادق باشید. میشود این پرونده اختلاس را هم مثل پرونده قاتل سعادت آباد و روح الله داداشی و پل مدیریت خارج از نوبت رسیدگی کنید؟ 
در این مورد احساسات مردم بیش از آنچه که فکرش را بکنید جریحه دار شده است.

حالا از مردم عذرخواهی هم نکردید مهم نیست. ما عادت کرده ایم.

راستی دقت کردید که حس مردم دوستی بعضی نمایندگان هر چه به انتخابات نزدیکتر می شویم بیشتر اوج میگیره؟
همچین دلی برای مردم می سوزانند که دلمان کباب می شود!


دوباره هفته دفاع مقدس و صحبت 24 ساعته در طول این هفته از 8 سال جنگ تحمیلی!
انشالله با تلاش شبانه روزی و طاقت فرسای رسانه ملی در نمایش آثار سینمایی با کیفیت و بی کیفیت و با مفهوم و بی مفهوم  از جنگ 8 ساله در طول هفته ی دفاع مقدس، همه با مفاهیم و ارزشهای آن دوران آشنا شده باشیم
آمین


این روزها فیلمهای روحی و شیطانی زیاد شده.آمار افراد به کما رفته هم هر سال در نمایش های ماه رمضان رو به افزایش است.
جوگیر شدم و گفتم مدتی وبلاگ را به صورت خودجوش به کما بفرستم.
نه ضربه مغزی شدم و نه دور از جون من و شما مرگ مغزی شدم.دزد هم نزده به خونمون که با چماق بکوبه به سرم.

صرفا جهت گذاشت کلاس کاری، به صورت خودجوش وبلاگ به کما میره.
علت کما هم ، عدم حضور مدیریت محترم و معزز است.

از رنگ بندی قالب فعلی خوشم میاد ولی دلم برای قالب اولیه فردانوشت تنگ شده. ضمن تشکر از زحمات طراح قالب، اولین قالب وبلاگ رو جایگزین کردم.

نظرات ممکن است خوانده شود :)) 
نظرات بدون تایید نمایش داده می شوند
در صورت مشاهده نظرات غیر اخلاقی و نامناسب زحمت یک پیامک ناقابل رو بکشید.ثواب داره ها

دیگه خیلی جوگیر شدم  :)

پیشاپیش عیدتان مبارک و التماس دعا در روزهای اندک باقیمانده از ماه مبارک رمضان


از دیروز دارم به این فکر میکنم با چه رویی شبهای قدر امسال خدا را صدا بزنم.

خودم که بهتر میدانم چه کاره ام. خجالت میکشم از خودم.خجالت میکشم از خدای خودم.
گویند كریم است و گنه می‌بخشد..گیرم كه ببخشد ز خجالت چه كنم
دعا کنید برای بنده های روسیاهی مثل من



همه پیوندها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو